شاید خیلیها از این یادداشت من خوششان نیاید و آنرا
حمل بر چیزهای دیگری بکنند! ولی احساس میکنم باید بنویسم اینها را، من از اینکه متأسفانه
این جوی که حاکم شده است تا کسی نتواند نظرش را و واقعیات را بگوید بیزارم، از
اینکه متأسفانه ما همواره شاهد افتادن از آن ور پشت بام هستیم بدم میآید، از
اینکه همیشه همه مسائل رو صفر و صد و سیاه و سفید میبینیم بدم میآید، من نه
تئوریسین سیاسی هستم و نه حتی خود را فعال سیاسی میدانم! تنها و تنها یک روزنامه
نگار و وبلاگ نویس هستم و این را حق خودم میدانم که این حرفها را باید بزنم.
حمل بر چیزهای دیگری بکنند! ولی احساس میکنم باید بنویسم اینها را، من از اینکه متأسفانه
این جوی که حاکم شده است تا کسی نتواند نظرش را و واقعیات را بگوید بیزارم، از
اینکه متأسفانه ما همواره شاهد افتادن از آن ور پشت بام هستیم بدم میآید، از
اینکه همیشه همه مسائل رو صفر و صد و سیاه و سفید میبینیم بدم میآید، من نه
تئوریسین سیاسی هستم و نه حتی خود را فعال سیاسی میدانم! تنها و تنها یک روزنامه
نگار و وبلاگ نویس هستم و این را حق خودم میدانم که این حرفها را باید بزنم.