تا به حال اسم برادران محمدی (بهروز، بهرام و بابک) به گوشتان خورده؟ کسانی که امروز صاحب امپراتوری «الیاف ساینا» و «سینا سروش» هستند، روزگاری سوار بر یک پیکان قراضه بودند. اما چه شد که یکشبه ره صد ساله رفتند؟
🚀 از الیاف تا سوخت موشک؛ بازی با جان مردم
شرکت «سینا سروش» این برادران، درگیر تولیدات استراتژیک مثل سوخت موشک است. وقتی شایعه شد اسرائیل و آمریکا قصد زدن این شرکت را دارند، آقایان اولین نفراتی بودند که جان خودشان را برداشتند و فرار کردند.
🛡️ فرار بزرگ به ترکیه: کارگر بماند، ما میرویم!
با شروع تنشها و جنگ، این سه برادر و تمام خانوادهشان از ترس جانشان به ترکیه گریختند. اما نکته وقاحتبار اینجاست:
-
در حالی که هشدار داده شده بود از شهرکهای صنعتی دوری کنید، اینها کارگران را مجبور به شیفت شب کردند!
-
تهدید کردند که اگر کارگر سر کار نیاید، اخراج است. یعنی جان کارگر برای اینها از تولیداتشان هم بیارزشتر است.
💰 عقده دیده شدن با پولِ کارگر
پسر بهروز محمدی که در دبی و ترکیه زندگی لاکچری دارد، هر روز با یک ماشین فوقلوکس دیده میشود.
-
سیرک سلبریتیها: اینها آخر هفتهها مبالغ کلانی به بازیگران و خوانندهها میدهند تا فقط در ویلای شمال یا خانهشان حضور داشته باشند و عکس بگیرند تا کمبودهای شخصیتیشان را جبران کنند.
-
خسیس برای نان، ولخرج برای نام: همین آدمها اگر کارگرشان ۱ میلیون تومان افزایش حقوق بخواهد، انگار جانشان را میخواهی!
⚠️ نتیجه رانت یا تلاش؟
چطور میشود کسی از صفر مطلق به خانههای جهانی برسد در حالی که تنها هنرش لابیگری و استثمار کارگر است؟ تمام خانواده در امنیت ترکیه هستند و کارگران مظلوم باید در شهرکهای صنعتی که هدف نظامی محسوب میشوند، برای جیب اینها عرق بریزند.
وقت آن رسیده که این برادران بدانند با سوار شدن بر گرده کارگر نمیتوان تا ابد پشت نقشه “کارآفرین” قایم شد!


