۱۴۲۳۹۲_۵۸۸

خیلی سال پیش یه بنده خدایی در فامیل ما بود اسمش بود فرج، مکه هم نرفته بود و همین‌جوری شده بود حاج فرج، مواقعی هم پیش می‌آمد به او می‌گفتن فرج خان!، اینکه کار این حاج فرج چه بود سؤال سختی است هم مینی‌بوس داشت هم کشاورز بود و ملک و املاک داشت هم یک بنگاه معاملات ملکی این اواخر یک پنچرگیری هم زده بود و به روایتی همه‌فن‌حریف به هزار و یک دلیل کل طایفه و کسبه و اهل محل ازش حساب می‌بردن همین‌جاها بود که دیگر شده بود «فرج خان» و برای خودش بزرگی می‌کرد تا اینکه در جاده ساوه یک روز که می‌رفت سرکار وزندگی‌اش تصادف کرد و مرد. نشسته بودیم تو مسجد و ختمش بود بغل‌دستیم که از فامیل بود رو کرد به من گفت خدا بیامرزدش ولی خیلی ظالم بود می‌دانستی ساواکی بوده؟ تعجب کردم و گفتم نه والا خبر نداشتم. گفت چرا ساواکی بوده در خانه‌اش رو ندیدی؟ گفتم نه. گفت در خانه‌اش در ساواک بوده انقلاب که شد رفت کند و آورد زد در خانه‌اش! ختم تمام شد داشتیم خداحافظی می‌کردیم یکی دیگر گفت قاچاقچی بوده! خلاصه تا چهلم این بنده خدا هرچه رذالت در عالم بشری وجود داشت همه بستند به او از آدم کشی و دفن کردن تو باغش گرفته تا نزول‌خوری و تجاوز به زن مردم و … شاگردش شهادت می‌داد که دیده ده نفر را سربریده، یکی می‌گفت گنج پیدا می‌کرده یکی می‌گفت آدم اشرف پهلوی بوده و تو شهریار تریاک پخش می‌کرده تا جوان‌ها سراغ انقلاب نروند و …

اما همه این‌هایی که حالا شده بودند افشاگر و لگد به مرده می‌زدند واقعیت اینجا بود که کاسه‌لیس‌های زمان زنده‌بودن این فرج خان بودند کسی هم نمی‌گفت و نمی‌پرسید چرا زمان بودنش کسی از این‌همه رذالت و جنایت حرفی نمی‌زد و اتفاقاً مثلاً عاشورا که می‌شد دعوا بر سر این بود که بروند زیر علم ۱۸ تیغه هیات این حاج فرج یا میاندار هیاتش بشوند و …

این واقعیت متأسفانه نه در فامیل ما که اخلاق ما ایرانیان است، یک کسی یکهو می‌شود حاجی و خان و عزیز و به همین سرعت هم می‌شود جانی و قاتل و مفسد فی‌الارض و مسابقه برگزار می‌شود به لگدزدن به جنازه‌اش و فحش مال کردنش!

احمدی‌نژاد هم‌الان این وضعیت را دارد! احمدی‌نژاد بد یا خوب چند میلیون رأی داشت و تا دلت بخواهد کاسه‌لیس و بله‌قربان‌گو و ذوب‌شده و مخلص – که اتفاقاً اعتقاددارم همین کاسه‌لیسان و بله‌قربان‌گویان بودند که او را بدبخت کردند و امر را بر او مشتبه کردند که کسی است – وگرنه احمدی‌نژاد وقتی در سال ۱۳۸۴ به ریاست جمهوری رسید با شعارهای منطقی و اتفاقاً باهدفی درست آمده بود، شعارش عدالت اجتماعی و هدفش مبارزه با فساد و اشرافی گری بود چیزهایی که مثلاً بهش گفته می‌شود چپ اسلامی! ولی خب این‌قدر در این طبل و پوستین یکسری دمیدند که شد محمود خان! حالا همان‌هایی که این آهنگر زاده را کرده‌اند محمود خان شده‌اند مدعی ازجمله این‌ها همین آیت‌الله یزدی است که این روزها معلوم نیست چه شده است و فکر می‌کند ما هم دچار آلزایمر شده‌ایم می‌آید و افشاگری می‌کند!

آیت‌الله یزدی که در انتخابات هفتم اسفند از مجلس خبرگان حذف شد، نکاتی را درباره آن ۱۱ روز خانه‌نشینی احمدی‌نژاد و دیدارش با احمدی‌نژاد نقل کرده که نشریه پنجره منتشر کرده است. یزدی در این مصاحبه می‌گوید که احمدی‌نژاد علاوه بر آن ده‌ها میلیارد پول نفتی که بر باد داده و یا تبدیل کرده به پشتوانه قدرت سیاسی سپاه، قصد داشت وزارت اطلاعات را هم قبضه کند و تمام اسناد آن را ببرد به همان محافلی که او را به ریاست جمهوری رسانده بودند. برای مدت کوتاهی سرپرست این وزارتخانه هم شد و تا آنجا که دستش رسید اسناد را برد اما تمامش را نتوانست. این ماجرا که با تلاش احمدی‌نژاد برای برکناری “مصلحی” وزیر اطلاعات کم تعقل او همراه شده بود، منجر شد به اختلاف‌نظر بر سر همین مسئله میان او و رهبر جمهوری اسلامی که فهمیده بود اسنادی از وزارت اطلاعات خارج خواهد شد که سر از اسرائیل و امریکا درخواهد آورد!!! و احتمالاً تبدیل خواهد شد به اهرم فشار به خود او و همراهانش در بیت رهبری برای گرفتن امتیازهای بزرگ‌تر. کار این اختلاف به قهر ۱۱ روزه احمدی‌نژاد و رفتن و در خانه نشستن.

یزدی در این خاطره گوئی ناچار شده از آن حمایتی سخن بگوید که همه آن روزها از احمدی‌نژاد می‌کردند و تا اینکه آن دوران فاجعه‌بار ریاست جمهوری او پیش آمد همچنین ناچار شده بگوید که ریشه اختلافات میان علی خامنه‌ای و مهندس موسوی به کدام زمان بازمی‌گردد و تلویحاً دلایل حصر موسوی را نیز بر زبان بیاورد.

یزدی می‌گوید:

«در دیدار با رئیس‌جمهور خاطره‌ای گفتم از اختلاف بین امام و آقا در بحث نخست‌وزیری آقای موسوی؛ و اینکه من به همراه آیت‌الله جنتی و آقای ناطق نوری که آن زمان وزیر کشور بود، تلاش کردیم این موضوع را با وساطت پیش امام خمینی (ره) حل کنیم.

خدمت امام (ره) که رفتیم، هرکدام صحبتی کردیم و استدلال‌های خودمان را مطرح کردیم. در آنجا گفتیم که طبق قانون اساسی، این حق قانونی رئیس‌جمهوری است که نخست‌وزیر را خودش انتخاب کند. امام (ره) هم در جواب ما گفتند که در شرایط کنونی احساس می‌کنم اگر سکوت کنم به امت اسلامی خیانت کرده‌ام.

از جلسه که بیرون آمدیم، پیش خودمان گفتیم که این مسئله برای آقای خامنه‌ای سنگین است و درباره اینکه چگونه این موضوع را به ایشان بگوییم در خانه آقای هاشم رسولی بحث و تبادل‌نظر کردیم.
اما وقتی در ساختمان ریاست جمهوری، آقای خامنه‌ای را ملاقات کردیم و نظر امام را برای ایشان مطرح کردیم، خیلی راحت گفتند: «به‌هرحال ایشان امام و رهبر هستند و بحثی و حرفی نداریم» و ذره‌ای هم حالت انفعال و تأثر به ایشان دست نداد.

بعد برای رئیس‌جمهور توضیح دادم که: «سیستم حاکمیت ولایت‌فقیه این است که وقتی ولی امر حرفی را زد باید خواند و عمل کرد.» … آقای دکتر من واقعاً نگران هستم. شما خدمات زیادی به این کشور داشته‌اید و پرتلاش بوده و هستید، نگرانم که ختم این پرونده با رودررویی و درگیری با رهبری ختم شود. این واقعاً شایسته نیست و حیف خدمات شماست.

در اواخر صحبت‌هایمان بود که من گفتم: «خدا می‌داند که من آمده‌ام برای رضای خدا مشکلی حل شود و هیچ قصد و غرضی ندارم شما به من جواب بده. نگران هستم.» دائماً این عبارت را تکرار کردم.
 ایشان نهایتاً گفتند: «شما نگران نباشید. من خودم با آقا صحبت می‌کنم و موضوع را حل می‌کنیم.» گفتم: «چگونه حل می‌کنی؟» گفت: «نهایتاً منتهی می‌شود به اینکه آقای مصلحی (وزیر اطلاعات) استعفا می‌کند و نفر دیگری می‌آید و بالاخره به شکلی کنار می‌آییم.» من واقعاً مأیوس شده بودم از این صحبت‌ها. زیرا می‌دیدم به‌جایی نمی‌رسد. خداحافظی کردم و ایشان هم خیلی احترام گذاشتند. احساس کردم که هیچ تغییری در او ایجاد نشده است.»

واقعاً جالب است که چرا این روزها نه آیت‌الله یزدی و نه مصباح و نه جنتی و البته از همه بالاتر رهبر کسی نمی‌گوید که این انسانی که این روزها این‌قدر با سند و دلیل و مدرک و شاهد و … می‌گویید این‌قدر خبیث است چرا در تمام آن ۸ سال یک‌بار حتی اشاره‌ای هم به یک‌صدم این خباثت‌ها نکرده بودید؟ چطور می‌شود که همگی از صدر تا ذیل این روزها همه شده‌اید لگد زن به احمدی‌نژاد؟

+ اگر گفتنی ها برایتان فیلتر است عضو کانال تلگرام گفتنی ها بشوید.

+ گفتنی ها درفیس بوک .