در طی بیش از بیست سال کار مطبوعاتی و روزنامه نگاری ضمن اینکه آموخته ام چی بنویسم و چه زمانی بنویسم و چگونه همچنین آموخته ام چی ننویسم و چرا نباید بنویسم !

روزگار ما روزگار عجیبی است و خیلی ها هم در این دوران بیشتر از هر چیزی دوست دارند که مثل رومیان باستانی بنشینند و جنگ و گردو خاک را تماشا کنند ، اما من آموخته ام که به جنگ خوکها نروم چون هم کثیف می شوم و هم از همه مهمتر این خوک است که لذت می برد ! خودمونی تر و لری این مطلب این است که شان من بالاتر از این است که خودم را آنقدر کوچک کنم تا هر از گاهی دهن به دهن افرادی چون ایرج مصداقی که دلخوش به گرفتن غلطهای املایی های من است یا همین آقای مدحی که دلخوش فتو شاپ و… است بشوم من آنقدر هستم که حتا مثل این دو نه تهدید بکنم نه خط نشان بکشم چون آدمهای مثل من تهدید نمی کنند فقط قبلی را نشان بعدی می دهند !

اراجیف و لاطائلات آقای مدحی را خوانده ام ، اسناد مستند و غیر قابل انکار ایشان را هم دیده ام که دو نامه دست خطی است که البته خط من نیست و اسکن پاسپورت بنده ( که خودم در همین گفتنی ها گذاشته بودم ) ، گزارش پلیس بانکوک که دست خطی به فارسی کنارش گذاشته اند ، نکرده حداقل به انگلیسی بنویسد ! و صورتحسابی که میتواند برای هرکسی باشد مثل این که در زیر می آورم پس ایشان پول هتل آقای سید علی خامنه ای را هم داده اند !! بله فتوشاپ همه کارها را آسان می کند ! کما اینکه ایشان اینقدر نا شیانه اینکار را کرده اند که در محل رفرنس هنوز نام خودشان هست و یادشان رفته آنجا نیز نام من را بیاورند !