کمپانی ساسون [۱] یکی از عظیمترین مجتمعهای تجاری – صنعتی آسیا در نیمه دوم قرن نوزدهم است؛ که در اواخر این قرن به یکی از مهمترین و معتبرترین شرکتهای بریتانیا بدل شد. تأسیس این کمپانی در سال ۱۲۴۸ یعنی حدود شش سال پیش از نخستین جنگ ایران و انگلیس، رخ داد و ازآنپس ایران از مهمترین عرصههای فعالیت آن بود.
علیرغم اهمیت ساسونها تاکنون پژوهش مستقلی در این زمینه صورت نگرفته و مورد توجه جدی محققین تاریخ قاجاریه و همچنین تاریخ سیاسی ایران قرار نگرفته. آنچه کمپانی ساسون را مهم مینماید چند دلیل است:
اول آنکه : ساسونها رهبران الیگارشی یهودی آسیا با امپراتوری مالی روچیلدها- رهبران یهودیان اروپا بودند.[۲] و دیگر اینکه نقش ساسونها بهعنوان بزرگترین سرمایهداران تجاری و صنعتی هندوستان و خاورمیانه انکار ناپذیر است مضاف بر آنکه علایق اقتصادی و بهتبع آن سیاسی ساسونها در ایران باعث رشد روز افزون آنها گردیده و در آخر : ارتباط ساسونها با برخی چهرههای سیاسی ایران در نیمه دوم قرن ۱۹ میلادی است که در واقع تاریخ ایران را تحت تاثیر جدی قرار داده است .
ساسونها کیستاند؟
دایره المعارف یهود، دودمان یهودی ساسون را منشأ اصلاحات عظیم در هندوستان و سپس انگلیس و چین میداند و مینویسد که آنان به همین دلیل به «روچیلدهای شرق» و سلاطین تجارت مشرق زمین شهرت دارند.[۳]
اصل خانواده ساسون از یهودیان بغداد است و نخستین چهره سرشناس آنان، شیخ ساسون بن صلاح، قریب به چهل سال «ریاست جامعه یهودی بغداد» را به دست داشت و در دستگاه پاشاهای عثمانی خزانهدار بود.
در سال ۱۳۴۴ شیخ ساسون به همراه جمعی از یهودیان از بغداد گریخت و در بندر بوشهر اقامت گزید.
علت این گریز جمعی کاملاً معلوم نیست (در چند جا عنوانشده که علت آن ظلم و تعدی داوود پاشا، والی بغداد بوده اما من منبع قابلاعتمادی در آن ندیدم) بهر روی شیخ ساسون پس از دو سال در بوشهر درگذشتند و ریاست این جمع به پسر بزرگ او، دیوید ساسون رسید.
دیوید ساسون دو سال دیگر در بوشهر ماند و سپس در سال ۱۲۴۸ به بمبئی رفت و در آنجا تجارتخانهای تأسیس کرد که پس از چندی به یکی از مهمترین کمپانیهای هند و سراسر آسیا بدل شد. اینکه ساسونها در دوران اقامت چهارساله خود در بوشهر با چه کسانی از تجار و دولتمردان و حتی مذهبیان ایرانی معاشر بودند و این ارتباطات در سالهای پسین در پیدایش علائق وسیع مالی ساسونها در ایران چه نقشی داشتهاند مطلبی است که بهجرئت میتوانم بگویم هیچ ردی از آن بر جا نمانده است.
پس از مرگ دیوید ساسون، کمپانی او توسط پسر بزرگترش عبدالله ساسون و با همکاری هفت پسر دیگر دیوید ساسون اداره میشد. در این زمان بود که عبدالله ساسون بهعنوان مهمترین شخصیت مالی بمبئی به صنعت روی آورد و نخستین اسکله غربی هند، به نام «اسکله ساسون» را ایجاد نمود. این ثروت هنگفت از کجا پدید آمد؟
عبدالله ساسون در دهه ۱۸۷۰ در لندن مستقر شد و در این زمان به همراه «لرد ناتانیل مایرروچیلد» (لرروچیلد اول و رئیس بانک آواینگلند) از نزدیکترین دوستان خصوصی پرنس ولز (پسر بزرگ ملکه ویکتوریا که در سالهای ۱۹۰۱- ۱۹۱۰ بانام ادوارد هفتم به سلطنت رسید) بود.
عبدالله در سال ۱۸۹۰ به دلیل نقش برجستهاش در صنعت و تجارت هندوستان و آسیا «بارونت» شد. سایر برادران سر عبدالله ساسون نیز در دربار ادوارد هفتم مقام والایی داشتند، ازجمله خانه آرتور ساسون اقامتگاه میهمانان ادوارد هفتم بود.
بنیاد ساسون که در این زمان حوزه فعالیت آن سراسر آسیا بود از شرکا و همکاران نزدیک امپراتوری روچیلدها بود و این پیوند از طریق ازدواج پسر سر عبدالله ساسون با الین کارولین روچیلد تحکیم پذیرفت.
بخشی از سرمایه ساسونها به شانگهای و هنک کنگ انتقال یافت و به این شرح ساسونها به یک امپراتوری مالی گسترده در شرق بدل شدند. صرفنظر از پیوند ساسونها با روچیلدها و الیگارشی یهودی اروپا، نفوذ شخصی آنان در شئون اجتماعی جامعه انگلیس نیز گسترش یافت.
راشل ساسون بی یر، برادرزاده سر عبدالله ساسون در دهههای نخستین قرن بیستم سردبیری نشریات ساندی ابزرور و ساندی تایمز را بر عهده داشت. سر ادوارد آلبرت ساسون داماد روچیلدهت از سال ۱۸۹۹ تا پایان عمر (۱۹۱۲) بهعنوان کاندید حزب محافظهکار نماینده مجلس عوام انگلیس شد. پسر او نیز به نام فلیپ ساسون از سال ۱۹۲۲ بهعنوان کاندید حزب محافظهکار نماینده مجلس شد، او نیز همچون پدر تا پایان عمر (۱۹۳۶) در این سمت بود. او در سالهای جنگ اول جهانی منشی نظامی فیلد مارشال سرداگلاس هیگ – فرمانده کل نیروهای بریتانیا در غرب اروپا – بود و در سالهای ۱۹۲۴ – ۱۹۳۷ معاونت وزارت دریاداری بریتانیا را بر عهده داشت.
در قرن بیستم نیز نفوذ ساسونها در هندوستان ادامه داشت و این خانواده رهبر جامعه یهودیان هند محسوب میشدند. سر الیاس ساسون سالها عضو مجمع قانونگذاری هند بود، او نیز از سال ۱۹۳۱ هدایت «بانک ساسون» در شانگهای را به دست گرفت، بانک ساسون سالها بعد بانام HSBC به یک بانک بینالمللی بدل شد.[۴]
آغاز تریاککاری در ایران
فریدون آدمیت مینویسد:
«میدانیم که کشت خشخاش از قرون پیش در ایران وجود داشت و در عهد صفویان محلولی از شراب و کوکنار مینوشیدند؛ اما نه خشخاشکاری زیاد بود و نه نوشیدن آن محلول متداول مردم. تا نیمه سده گذشته نیز کشت خشخاش رواجی نداشت و در نوشتههای مؤلفان خارجی که در این زمان به ایران آمدهاند، هیچ اشارهای به تریاک کشیدن نیافتیم و حالآنکه از عادت قلیان کشیدن و کشت تنباکو اغلب سخن گفتهاند؛ اما در این سالهاست که میبینیم به کشت تریاک توجهی شده است. مثلاً در ۱۲۶۷ تریاککاری در اطراف تهران به مرحله آزمایش درآمد که حاصل آن را بسنجند. نتیجهای که میگیریم این است که مقدمه بسط تریاککاری در این زمان آغاز گردید و باید دانسته شود که پس از ده سال یعنی از حدود سال ۱۲۷۷ به بعد است که در آثار مؤلفان اروپایی به عادت تریاک کشیدن ایرانیان اشاره گردیده تا اینکه دامنه آن گسترده شد و اغلب ولایات ایران را فراگرفت. ظاهراً از ۱۲۸۷ تریاک ایران بهعنوان ماده صادرات بینالمللی درآمد و کشاورزان رفتهرفته قسمتی از اراضی گندم خیز خود را به کشت خشخاش تخصیص دادند.»[۵]
آدمیت تریاککاری سال ۱۲۶۷ را ناچیز میشمرد و آن را تنها «مقدمه بسط تریاککاری» و «آزمایشی» میخواند، ولی او نیز چند صفحه بعد گفته پیشین خود را نیز فراموش میکند و روشن میسازد که ابعاد مسئله وسیعتر از این بوده و در این سال کشت تریاک نه «آزمایشی» بلکه جنبه «صادراتی» داشته است:
«در بخش پیش دانستیم که با افزوده شدن خشخاشکاری، تریاک ایران در ۱۲۶۷ بهصورت صادراتی درآمد. حکومت هندوستان از ورود آن جلوگیری کرد و این برهان را آورد که: صدور تریاک به هند ممنوع است و پیش از آن نیز تریاک ایران به بازار آنجا صادر نگشته. امیر در گفتگوی باشیل منع ورود محصول ایران را بهکلی ناموجه شمرد و رفع آن را خواست. بازرگانان ایرانی هم شکایت کردند که دولت هند نهتنها اجازه ورود تریاک را نمیدهد بلکه مانع آن است که به بندر بمبئی برسد و ازآنجا به چین صادر گردد.»[۶]
خلاصه اینکه، شیل به سود گشایش باب صادرات تریاک ایران به بمبئی و ازآنجا به چین به مکاتبه با حکومت هندو لردپالمرستون وزیر خارجه وقت در دولت حزب ویگ (لیبرال)-پرداخت و چنین وانمود کرد که اگر این منع برداشته نشود امیرکبیر به عمل متقابل دست خواهد زد و مانع ورود «متاع انگلیسی و هندی» به ایران خواهد شد. «پس ناگزیر این منع برداشته شد»[۷]
از توضیحات آدمیت به هر جهت روشن میشود:
۱-پیش از سال ۱۲۶۷ تریاککاری در ایران اهمیتی نداشت.
۲- پیشازاین تاریخ اعتیاد به تریاک بهعنوان یک پدیده اجتماعی چشمگیر نبود.
۳- بنای کشت تریاک بهصورت وسیع و باهدف صدور آن به چین در سال فوق گذارده شد و ده سال بعد اعتیاد به تریاک در ایران یک پدیده اجتماعی گردید.
۴-دولت حزب ویگ (لیبرال) در انگلستان و حکومت تابع آن در هند، در آغاز با صدور تریاک ایران به چین موافقت نداشت ولی به دلیل فشارهایی که وارد شد این منع را برداشت. مکاتبات و مواضع شیل به سود صدور تریاک ایران نقش مهمی در این تغییر رویه ایفا نمود.
آدمیت تنها به ذکر مقصد این تجارت (بمبئی و چین) بسنده میکند و دو نکته اساسی را عامداً و یا سهواً فراموش میکند و آن اینکه: «عامل ظهور تریاک در اقتصاد ایران کمپانی ساسون مستقر در بمبئی بوده است و دوم اینکه میرزا حسینخان مشیرالدوله (سپهسالار) دلالی این تجارت را بر عهده داشته است»
ساسونها و میرزا حسینخان سپهسالار
گرچه آدمیت در این مورد هیچچیز نمیگوید اما این رابطه نکتهای کاملاً پنهان نیست! مهدی بامداد در شرححال رجال ایران مینویسد: میرزا حسینخان در سالهای ۱۲۶۶-۱۲۶۹ کنسول ایران در بمبئی بوده، او دریکی از گزارشهای خود منافع زیاد کشت خشخاش در ایران را ازنظر صادرات گوشزد مینماید و دولت هم بنابراین گزارش کشت خشخاش را ترویج مینماید و برای اولین بار در سال ۱۲۶۷ بنای تریاککاری در اطراف تهران گذاشته میشود.[۸]
میرزا حسینخان پس از سه سال با ثروتی هنگفت بالغبر صد و پنجاه هزار روپیه به ایران بازگشت، سرمایهای که وی در طول مأموریت سهسالهاش در بمبئی بابت دلالی کشت تریاک در ایران گرفته است.
مهدی قلی خان هدایت (مخبرالسلطنه) در سفرنامه مکه مینویسد:
«میگویند مکنت میرزا حسینخان سپهسالار و امثال اینان از کجاست؟ بدبخت ملت با این زمامدارانش که با تریاک به مکنت رسیدهاند»[۹]
مأموریت سهساله سپهسالار در بمبئی هرچند نقطه عطفی در پیوندهای او با الیگارشی یهودی انگلیس و هندوستان است ولی این پایان راه نیست. سپهسالار مشوق سفرهای ناصرالدینشاه به انگلستان نیز بوده است، سپهسالار در این سفر شاه قاجار را با لردروچیلد و برادرانش آشنا مینماید و در همین سفر است که ناصرالدینشاه به روچیلد پیشنهاد تشکیل یک دولت و کشور یهودی میدهد!
«روچیلد حمایت یهودیها را زیاد میکرد و از یهودیهای ایران حرف میزد و استدعای آسایش آنها را مینمود به او گفتم: شنیدهام شما برادرها هزار کرور پولدارید من بهتر آن میدانم که پنجاه کرور به یک دولت بزرگی یا کوچکی داده، مملکتی را خریده و یهودیهای تمام دنیا را در آنجا جمع کنید و خودتان رئیس آنها بشوید و همه را آسوده راه ببرید که اینطور متفرق و پریشان نباشید»[۱۰]
البته معاشرین ناصرالدینشاه تنها روچیلدها نبودند ساسونها نیز بهعنوان نزدیکترین دوستان ولیعهد انگلیس در این معرکه جایگاه خاص داشتند:
«شاه بهاتفاق ولیعهد انگلیس و همسرش و دیگر اعضای خانواده سلطنتی به تماشاخانه امپایر رفتند و برنامه سرگرمکننده بسیار مجللی را تماشا کردند، تئاتر را اختصاصاً برای این برنامه اجاره کرده بودند و هزینه نمایش را سر عبدالله ساسون پرداخته بود… عبدالله ساسون به زبان فارسی نیز صحبت میکرد و با علائق تجاری خود در ایران خوشحال بود که هرچه از دستش برآید برای شاه انجام دهد و از او و همراهانش در خانه ییلاقیاش نزدیک برایتن پذیرایی کند»[۱۱]
هشت ماه پسازاین دیدارها و سفر ناصرالدینشاه بود که امتیازنامه معروف رویتر که درواقع به معنای فروش سرزمین ایران بود، منعقد میشود اما اینهمه داستان نیست! سپهسالار «کمپانی بینالمللی راهآهن» را در نظر داشت به لردروچیلد اول واگذار نماید که در دعوای بین هندوستان و آلمان (شرکت زیمنس) افتاد.
در دومین سفر ناصرالدینشاه به انگلیس سپهسالار از سرمایه شخصی خود غرامتی را میپردازد و به شاه نیز توصیه میکند بهعنوان غرامت لغو امتیاز رویترامتیازی را اعطا نماید :
«بهعنوان پیش درآمدی بر این سفر، اختلاف با بارون رویتر بر سر دریافت غرامت برای لغو ناگهانی امتیازنامهای که بعد از سفر ۱۲۹۰ شاه بنام وی صادرشده بود فیصله یافت. بهعنوان غرامت اکنون امتیازنامه گرانبهایی برای عملیات بانکی و بهرهبرداری از معادن به رویتر اعطا شد که با مشارکت ساسون و شرکا به تأسیس بانک شاهنشاهی ایران انجامید»[۱۲]
در طی سالهای صدارت سپهسالار نهتنها کشت تریاک در ایران رواج پیدا کرد بلکه به گفته آدمیت: « آنچنان رواج یافت و شایع شد که شرح فضاحت آن به سفرنامه خارجیان نیز کشیده شد»[۱۳]
کنسول انگلیس در بوشهر نیز در گزارش خود شرح میدهد که در نخستین سالهای صدارت سپهسالار کشت تریاک آنچنان توسعه مییابد که حتی موجب قحطی نیز گشته است:
«چند سال قبل سود حاصله از تریاک توجه ایرانیان را جلب کرد و تقریباً تمام اراضی موجود و مناسب در یزد، اصفهان و جاهای دیگر به کشت خشخاش اختصاص یافت و کشت غلات و سایر محصولات پشت گوش انداخته شد…[ این مسئله]با خشکسالی و سایر عوامل تلفیق شد و منجر به قحطی سال ۱۸۷۱ -۱۸۷۲ گردید»[۱۴]
احمد اشرف نیز درباره همان سالها مینویسد:
«شرکت دیوید ساسون که به تجارت خارجی و واردات و صادرات میان بریتانیا و ایران و بخصوص صادرات تریاک اشتغال داشت، در شهرهای بوشهر و اصفهان دارای نمایندگان تجارتی متعددی بود، حاجی میرزا محمود کازرونی بزرگترین تاجر شیراز عامل شرکت ساسون بود و حاجیآقا محمد صدر ملک التجار اصفهانی ثروتمندترین و متنفذترین تاجر اصفهان شریک و عامل شرکت دیوید ساسون بود.»[۱۵]
بدینسان است که نام معروفترین و نزدیکترین شرکای تجاری عهد قاجار در زمره عوامل بومی کمپانی ساسون درمیآید؛ اما آقا محمد ارباب اصفهانی که به گفته آدمیت نخستین گامها را برای ترغیب تجار ایرانی به کشت خشخاش برداشته است کیست؟
آقا محمدمهدی ارباب اصفهانی
پدر محمدحسین فروغی (ذکاء الملک) و جد محمدعلی و ابوالحسن فروغی است. محمدعلی فروغی در شرح زندگی جد خود مینویسد:
«در جوانی به هندوستان رفت و ۱۵ سال در آن دیار توقف کرد و با انگلیسها یا هندیهایی که به معارف جدید آشنا بودند آمیزش داشت و از معلومات اروپایی و سیاست دنیا آگاه شد وبرتری اوضاع مغرب را بر احوال مشرق زمین دریافت و یکی از اولین اشخاص بود که ایرانیها را به این مسائل آشنا کرد.»[۱۶]
محمدعلی فروغی آغاز سفر محمدمهدی ارباب را سه سال پس از تولد پسرش، محمدحسین فروغی ذکر میکند. با این حساب او در حوالی سال ۱۲۵۸ یعنی ده سال پس از تأسیس کمپانی ساسون در بمبئی، در سن ۲۳ سالگی عازم هندوستان شده و در بمبئی اقامت نموده. از اشتغال او در هندوستان اطلاعی نداریم اما وقتی در سال ۱۲۷۳ به اصفهان بازمیگردد به دنبال تجارت است:
«همینکه ارباب از هندوستان مراجعت کرد کار پدرم از جهت تحصیل بهجای اینکه بهتر شود بدتر شد زیرا از عجایب امور اینکه ارباب بااینکه خود اهل فضل بود پسر را از تحصیل علم منع کرد و اصرار داشت که به تجارت و کسب معاش مشغول شود»[۱۷]
توضیح آدمیت روشن میسازد که این «تجارت و کاسبی» که احتمالاً بازگشت ارباب به ایران به خاطر آن صورت گرفت، چیزی نبوده است جز به راه انداختن بساط تریاککاری در ایران!
بار دیگر نگاهی خلاصهوار میاندازیم به تاریخ تریاک در ایران از نگاه چارلز عیسوی:
۱۲۶۸- گزارش میرزا حسینخان مشیرالدوله (سپهسالار) از بمبئی و ترغیب حکومت قاجار به تریاککاری و آغاز این کشت و صدور آن.
۱۲۷۶- تولید تریاک ۳۰۰ جعبه و هر جعبه به وزن ۱۹۵ پوند.
۱۲۷۷-آغاز ثبت اعتیاد ایرانیان به تریاک در سفرنامههای خارجیان.
۱۲۷۸-صادرات تریاک ایران بالغبر ۱۰۰۰ جعبه.
۱۲۸۴-طبق گزارش کنسول انگلیس در تهران حدود ۱۰۰۰۰ من شاهی معادل ۱۳۰۰۰۰ پوند تریاک ایران و صادرات آن به چین.
۱۲۸۶-طبق گزارش جانشین کنسول انگلیس مقدار تریاک ایران ۵۴۰۰۰۰ پوند و مقدار صدور آن ۲۵۰۰۰۰ پوند بوده است.
۱۲۸۸- آغاز صدارت میرزا حسینخان مشیرالدوله (سپهسالار) و صادرات تریاک ایران از طریق خلیجفارس که اکنون هفت برابر شده و از ۸۷۰ جعبه در سال قبل به ۷۷۰۰ جعبه به ارزش ۸۴۷۰۰۰ روپیه.
در اولین سال زراعی پس از صدارت سپهسالار توسعه کشت تریاک سبب رکود کشت غلات و سایر محصولات و بروز قحطی شد.
۱۲۹۷- پایان صدارت سپهسالار.
در این زمان کل محصول تریاک ایران ۸۰۰۰ جعبه بود که حدود ۷۷۰۰ جعبه آن صادر میشد، تریاک ایران در هنک کنگ جعبهای ۴۵۰ الی ۵۲۰ دلار به فروش میرسید. یک جعبه تا ۵۳۹ دلار نیز فروش رفته است.[۱۸]
با این حساب، اگر صادرات تریاک ایران را در دوران دهساله صدارت سپهسالار حداقل ۷۰۰۰ جعبه و قیمت هر جعبه را ۴۵۰ دلار حساب کنیم، ارزش تریاک صادراتی ایران سالیانه ۳۱۵۰۰۰۰ دلار بوده است. ثمره همین ترقی بود که میرزا حسینخان سپهسالار، نوه یک پیشهور بیچیز را در پایان صدارتش در زمره یکی از متمولین طراز اول کشور قرارداد.
این ناشناختهترین و البته مرموزترین منبع ثروت سپهسالار بوده است؛ اما دکتر جواد شیخالاسلامی، به نقل از محمدحسن خان اعتمادالسلطنه مینویسد که سپهسالار در ماجرای امتیاز رویتر مبلغ ۵۰۰۰۰ لیره رشوه از بارون رویتر دریافت کرده و میگوید: «سپهسالار وقتیکه مرد بیگمان یکی از ثروتمندترین رجال ایران بود. جویبار ثروت کلانش به سرچشمههای مختلف میپیوست و اغلب این سرچشمهها متأسفانه کدر و مشکوک آلود بود…»[۱۹]
سپهسالار پس از برکناری از صدراعظمی، چندی فرمانروای گیلان و چندی هم وزیر خارجه شد. او سرانجام در نامهای به شاه قاجار مینویسد که او را از مناصب دنیوی معاف کند و بگذارد تا به عاقبتش مشغول شود و همین درخواست بود که او سرانجام والی خراسان شد و به تولیت آستان قدس رضوی رسید، در همین ایام بود که آستان قدس رضوی رونقی تازه یافت و روزبهروز گسترده و آبادتر میشد، حوزه علمیه مشهد در کنار آستان رضوی تجدید بنا و رونقی بیسابقه یافت چنان چه تعداد طلاب حوزه از ۷۵ نفر به بیش از هزار طلبه افزایش یافت، در این دوره زمینهای فراوانی در اطراف مشهد و همچنین تهران و بسیاری از شهرهای دیگر کشور توسط سپهسالار خریداری و وقف آستان رضوی گردید، این اولین موقوفههایی است که در تاریخ به نام آستان رضوی ثبتشده است، نهایتاً سپهسالار در شب ۲۱ ذیحجهٔ سال ۱۲۹۸ ه. ق. (۲۳ آبان ۱۲۶۰ خورشیدی) در مشهد درگذشت.
اما ارتباط سپهسالار با روحانیت
سپهسالار هیچ فرزندی نداشت و از همین رو بخش اعظمی از ثروت هنگفت خود را وقف امور خیریه و همچنین مساعدت روحانیت و مراجع شیعه و طلاب مینمود، سپهسالار بیشک نقش عمدهای در بارور ساختن دو پایگاه عمده تشیع یعنی نجف و قم ایفا نموده، وی در سفر ناصرالدینشاه قاجار به عتبات عالیات هرچه در توش و توان داشت بکار گرفت تا شاه قاجار ضمن توجه به حوزههای علمیه نجف و کربلا به گفته چارلز عیسوی صدها کرور به نجف کمک نماید .
همزمان با فراگیر شدن پدیده شوم تریاک در ایران بسیاری از مراجع شیعه در تهران و قم و نجف درصدد بودند تا استعمال تریاک را نیز ممنوع و حرام اعلام کنند اما سپهسالار از قبل همین مساعدتها و از طریق ملأ علی کنی آنها را از این تصمیمشان منصرف میکند.
سپهسالار با تمام فراز و نشیبهای زندگیاش هیچگاه ارتباط خود را با روحانیت قطع ننمود حتی وقتیکه سپهسالار و ناصرالدینشاه از سفر انگلستان برمیگردند در آن سفر قرارداد رویترز را امضا کرده بودند هنگامیکه ملاعلی کنی بهعنوان روحانی بزرگ شهر تهران به سپهسالار پیغام میدهد که این قرارداد باید لغو شود سپهسالار بهسرعت میپذیرد و ناصرالدینشاه را راضی مینماید که این قرارداد ملغی شود و حتی از ثروت شخصی خود جریمه ملغی شدن این قرارداد را میپردازد!
سپهسالار بانی و سازنده اولین مسجد بزرگ و مدرسه علمیه تهران است، این مدرسه و مسجد که بانام سپهسالار ساختهشده است پس ازمدرسه چهارباغ اصفهان از بزرگترین و باشکوهترین بناهای مذهبی در ایران بشمار میآید، در کنار این مدرسه و مسجد عامل دیگری که به این مجموعه اهمیتی دوچندان میبخشد کتابخانه مسجد است، در سال ۱۲۵۹ سپهسالار با خرید ۴۰۰۰ جلد کتاب آن را پایهگذاری کرد. هماینک، گنجینهای با بیش از ۴۲۰۰ کتاب خطی به خط مؤلفان و نزدیک به ۱۰۰۰۰ کتاب چاپ سنگی در این کتابخانه موجود است، این کتابخانه اولین کتابخانه قدیمی و مذهبی ایران است.
مسجد سپهسالار پس از انقلاب اسلامی تولیتش به آیتالله مطهری سپرده میشود و در سال ۱۳۵۸ به دنبال ترور وی توسط بنیادگرایان گروه فرقان بافرمان آیت الله خمینی به نام مسجد آیتالله مطهری نامگذاری و مدرسه علمیه آن نیز که همچنان بزرگترین حوزه علمیه تهران است به نام مدرسه عالی مطهری شناخته میشود ، بافرمان آیت الله خمینی تولیت مسجد و اداره مدرسه به آیتالله امامی کاشانی واگذار می گردد ، در ۲۴ فروردین ۱۳۸۹، شورای عالی انقلاب فرهنگی، نام مدرسه عالی را به دانشگاه تغییر داد.
سپهسالار یکی از مرموزترین چهرههای تاریخ ایران است، او از یکسو با یهودیان در ارتباط بسیار نزدیک است و بسیاری او را از مشوقان ساختن یک کشور یهودی میدانند آنسان که ناصرالدینشاه نیز در دیداری که شرح آن رفت پیشنهاد خرید زمین و بنای یک کشور یهودی را به یهودیان میدهد و از سوی دیگر ارتباط بسیار نزدیک با روحانیت شیعه ایران دارد و هیچگاه از بذل و بخشش و کمکهای مادی و معنوی به این دو (شیعیان و یهودیان) کوتاهی نکرد، ثروتی که بخش عمده واصلی آن از طریق تجارت تریاک فراهمشده است!
«ثروتهای نامشروع وقتیکه انباشته شدند اصل و منشأشان بهتدریج فراموش و پس از گذشت یکی دو نسل کلاً به بوته فراموشی سپرده میشود، دیگرکسی نمیپرسد که جمع کنندگان آن ثروتها چگونه و از چه راهی به دارائی و مکنت کلان خود دستیافتهاند. حتی امروز هم از میان کسانی که در مسجد سپهسالار نماز میخوانند و یا مجلس ختم میگذارند، یا از میان طلابی که در آن مسجد حجرهدارند و درس علمیه میخوانند شاید یک در هزارشان ندانند که بنیان گزار این مسجد که بوده و هزینه بنای آن را از چه راههایی تأمین کرده است.»[۲۰]
مشهورترین طلبههای این مدرسه پس از انقلاب اسلامی فرزندان آیتالله خامنهای همچون مجتبی و مسعود خامنهای میباشند!
+ اگر گفتنی ها برایتان فیلتر است عضو کانال تلگرام گفتنی ها بشوید.
+ گفتنی ها درفیس بوک .
