حضرت علی ، امیر المومنین ، امام علی و یا هر اسم دیگری که می خواهیم بگوئیم و چه بسا همان علی تنها وردی است که همه ما خواسته یا ناخواسته بر زبان داریم یادم هست خیلی قدیمها نواری از سخنرانی استاد کافی را گوش می دادم که در آن جمله ای را گفت که هنوز هم در ذهنم می چرخد : ” همه علی را قبول دارند حتا آن بی دین و بی نماز و عرقخوارهم وقتی میخواد عرقشو بخوره میگه یاعلی ! من حضرت علی را هرچند که اصلا شاید همه این حرفها یک داستان باشد و خیالپردازی قبول دارم ! مگر رستم و افراسیاب و سهراب و ذال وجود داشته اند که امروزه اینچنین در فرهنگ ما لانه کرده اند ؟
علی برای من رب النوع غیرت و شهامت و جوانمردی است ! علی اگر اسطوره و افسانه هم باشد پدر این زیبائی هاست از یک سو خود عصاره زهد است تلاش هست و از دیگر سو بانویی چون فاطمه در کنارش قرار دارد و فرزندانی هم چون شهیدی چون حسین و تبلور دختری خطیب و اسوه صبری چون زینب را زیر یک سقف دارد این را علی شریعتی در خطابه ای زیبا به زبان کشیده و من که در نوجوانی شیفته او بودم چنین شیفته منش علی شدم. او علی را در همان خطابه ، رب النوع ایثار ، رب النوع عشق ، رب النوع ایمان ، رب النوع جهاد و.. خوانده و برای ما تصویر کرده برای من و نسل من که علی را در شناخت های ایدئولوژیک محصور نمی کند ، علی را از رادیو و تلویزیون ، از رسانه هایی که مداحان و ملایان کوچه بازاری توصیفش می کنند ، نمی شناسد ، بل از آرائی می شناسد که آزادگی و سخاوت علی را ستوده اند ، علی رب النوع نجات هم هست ، او تنها رب النوع ایتام و بی خانمانهایی نیست که شب شهادت او کاسه های شیر به دست داشته اند و پشت منزل او صف کشیده بودند تا پیشوایشان را از مرگ برهانند . نه علی برای ما رب النوع ایثاری چنین تنها ، نیست .در این روزگار نامرادی ودین پروری متاسفانه رسانه های رسمی ما علی را تقلیل می دهند و اینگونه به فراموشی می سپارند ، گرچه در ظاهر ستایش و تجلیلش می کنند اما نفهمیده اند که علی رب النوع تحلیل است ، نه رب النوع تجلیل .
در روزگاری که یاران به ظاهر علی و خائنان به باطن علی ، برای کارهای نکرده و دانش های نداشته شان ، هزار دعوا و بلوا علم می کنند و برای حکومت و قدرت شان چه تزویر ها که نمی کنند و چه رسوایی ها که به بار نمی آورند ، در روزگاری که از علی بتی ساخته اند پر شکوه ، اما نه به سان آن شکوه علی وار ، تا به خیال باطل خود بنمایانند که علی تنها سمبل ایثار و جهاد بوده است ، در این روزگار نگفته اند و نمی گویند که علی رب النوع فریاد بود و رب النوع سکوت . هم مظهر مصلحت کاری بود و هم نماد انقلابی گری. بیست وپنج سالی که خانه نشین بود و استخوان در گلو داشت و خار در چشم ، مظهر سکوت بود و مصلحت جویی و به تعبیر شریعتی ، برخلاف همگان وقتی بر مسند نشست رب النوع فریاد و انقلابی گری شد.این ها را کم می گویند و نمی گویند تا نفهمیم علی در اسلام مظهر مبارزه با تزویر بود ، اما حاشا نمی کرد تا دینش ، دینی که نخستین نفر بود که به رسولش پیوسته بود و با او نماز گزارده بود ، آن دین خدشه ای نبیند و از گزند نامحرمان مصون ماند و مگر نه اینکه او می توانست در آن بیست و پنج سال فریاد ها کشد و جایگاه غصب شده خود را بازگیرد؟!
او هنگامی که پیکر سرد رسولش را غسل می داد ، می دید که در پس پرده تزویر می کنند و بنا دارند تا تیشه بر ریشه اش زنند ، اما علی رب النوع سکوت بود و دنیا و خلافت و حکومت را به سان دیناری بی چیز می دانست.علی بدین توصیف رب النوع ایثار هم است ، علی بدین توصیف رب النوع جهاد هم است. جهاد ، نه فقط برای استقرار دین و حکومت ، بل برای آنکه در سکوت پرده تزویر را بدرد و با مظلومیت و مدارای خویش با دل ها و دین ها چنان کند که هنوز ، هنوز که قرن ها می گذرد و ما با علی ، همچنان بیگانه ایم ، اما در پس این هم نشناختن و ندانستن ها ، بی ریا او را بجوییم .
همین جوانانی که می گوییم عرفی گرایند و میانه ای با قداست و رب النوع های مذهبی خود ندارند ، همین محصولان مدرنیته و پست مدرنیته ، هق هق گریه شان آتش بر عالم می زد . نه اینکه آنها انسان های متوسطی باشند که چون در فضایی حزن انگیز قرار گرفته اند ، بنا بر خصلت متوسط بودن خود ، متاثر شده باشند ، نه ،اینان در این شبها حماسه ای را که نمی یابندش ، می جویند . می جویند و چون رنج های علی را میدانند و می بینند . رنج هایی که علی بزرگوار تر از آن بوده است تا از آنها سخنی گوید ، اما این دغلبازان حکومتی و ملایان یک قرآنی دیروز و ضدگلوله نشین امروز که خود از همه بیشتر از علی می ترسند ، بنا را بر این گذاشته اند که ترس خود را پشت علی پنهان کنند و اینبار علی را بر سر نیزه ها کنند و مردم را بفریند و اینگونه هست که علی هنوز هم که هنوز است چه رنج هایی می کشد و دم نمی زند .
در این شب های قدر این جوانان پاکباخته ایرانی آنانی که از حکومتشان عذر خواسته اند که نمی توانند ایمان مطلوبشان را ، که جزمیتش با ذهن جوان نسبی امروز نسبتی ندارد ، بپذیرند ، همان ها این روزها مستانه غرق در ایمان شخصی و درونی شان ، رنج های خود را با علی بازمی گویند . و هر کدام سر در چاه غربت خویش دارند و می گویند که چه رنجی بالاتر از اینکه ملتی عاشق علی باشد و عاقبت یزید را داشته باشد .
حالا این رب النوع های ایمان جدید ، آمده اند تا به رب النوع نجات خود بگویند که فرزند زمانه خویشند و با هرچه که بویی از واپسگرایی و تحمیل دارد سر ناسازگاری دارند. خیلی هاشان این ها را از علی آموخته اند، که علی رب النوع نجاتشان است . یا علی !