در جمهوری اسلامی همواره پروندههایی هست که باز نشده بستهشده! یعنی هرازگاهی بسته به جسارت روزنامهنگاری یا مطلعی چندخطی از آن در رسانهها و یا شبکههای اجتماعی منتشر میشود و شوربختانه یا بهنوعی دهن افشاگر بسته میشود و یا سر از زندان درمیآورد و یا آن رسانه را هشدار میدهند و غائله ختم به خیر میشود!
ازجمله این پروندهها و داستانها ماجرای مافیای سیگار است! درباره مافیای سیگار بهطور مشخص هیچ رسانهای در ایران نمینویسد چراکه کاملاً واضح است سر نخ این مافیا حکومتی است ولی خب هرازگاهی و بنا به مناسبتی چندخطی درباره آن نوشته میشود، مثلاً روزنامههای کیهان و رسالت و جوان و … همین چند وقت پیش و در کشاکش بازار داغ انتخابات مجلس خبرگان برای زدن هاشمی رفسنجانی چندخطی درباره آن نوشتند و اشارهای کردند به اختلاس سیصد میلیون دلاری مدیرعامل وقت شرکت دخانیات که از نزدیکان هاشمی رفسنجانی است، عبدالحمید رحمانی خلیلی به همراه برادر همسرش به نام محسن جواهری که آن زمان دانشجوی سال ششم پزشکی دانشگاه آزاد تهران بود.
خبر اختلاس ۳۰۰ میلیون دلاری وقتی به مطبوعات نشت کرد که بر سر یک قرارداد بزرگ جهت واردکردن سیگار، بین مدیرعامل دخانیات و خانواده هاشمی رفسنجانی و بهطور مشخص، یاسر اختلاف افتاد. طرفداران شرکت وینستون در برابر طرفداران شرکت مالبرو صف کشیدند. خاندان هاشمی وینستونی بودند و مدیرعامل دخانیات مالبروئی! هرکدام برنده میشدند از قبل کمیسیون آن سود بسیاری به جیب میزدند در همان ایام بود که طرفین به افشاگری علیه رقبا پرداختند و هرکسی چیزی را رو کردند و مدیرعامل دخانیات کنار کشید و محسن جواهری هم به پراگ رفت و یک گالری بزرگ عتیقهفروشی باز کرد، گفته میشد عمده اجناس آن عتیقهفروشی را هواپیمایی ماهان برای او ترانزیت میکرد!
اما داستان انتصاب رحمانی خلیلی به سمت مدیرعامل سازمان دخانیات جالب است:
«در کابینهٔ دوم سیدمحمدخاتمی، هنگام معرفی آقای جهانگیری بهعنوان وزیر صنایع و معادن، مجمع نمایندگان یکی از استانهای شمالی کشور در مجلس ششم از جهانگیری قول گرفتند در صورت دادن رأی اعتماد به وی، در برخی از پستها، عناصر همگروه آنان گمارده شود که یکی از این پستها مدیرعاملی شرکت دخانیات ایران بود و سرانجام پس از رایزنیهایی، برادریکی از نمایندگان مجلس ششم، بنام عبدالحمید رحمانی خلیلی به سمت مدیرعاملی شرکت دخانیات معرفی و از نیمه دوم سال ۱۳۸۰ مشغول بکار میشود.
در مجلس ششم طرح لغو انحصار دخانیات با ارتباطاتی که بین مدیرعامل دخانیات یعنی رحمانی خلیلی و برادرش حجت السلام علی اصغر رحمانی خلیلی که در آن زمان در مجلس ششم وجود داشته راکد میماند و همچنین طرح مبارزه و کنترل مصرف دخانیات نیز علیرغم پیگیری کمیسیون بهداشت مجلس ششم راکد میماند که البته علت این رکود سود حاصل از ارتباطات دخانیات ایران با شرکتهای بزرگ تولیدکننده سیگار است »
در شهریور سال ۱۳۸۲ مدیران شرکت آمریکایی انگلیسی (B.A.T) با سه فروند هواپیمای جت فالکن در فرودگاه مهرآباد فرود میآیند مدیران این شرکت تولیدکننده سیگار مستقیماً با مدیرعامل دخانیات و برخی از اعضای حزب کارگزاران سازندگی و جبهه مشارکت ملاقاتی را انجام میدهند که برخی اطلاعات حکایت از آن دارد که درواقع شرکت B.A.T هزینههای انتخاباتی همین حزب را در انتخاب مجلس هفتم و شوراهای شهر پرداخت مینماید.
در اواسط سال ۱۳۸۳ اداره عملیات ویژه دادگستری تهران زیر نظر فرماندهی اطلاعات ناجا به ریاست سرتیپ پاسدار مسعود صدرالاسلام موضوع را پیگیری و کشف مینماید و بعد طبق معمول خبری از آن نشد تا اردیبهشت سال ۱۳۸۷ حالا این بار معلوم شده بود که پای محسن رضایی و یک بازرگان عرب نیز در میان است نکته جالب اینجاست که مسعود صدرالاسلام که روزگاری خود کاشف اختلاس در دخانیات بود خود مدیرعامل سازمان دخانیات میشود!
نهاد مسئول رسیدگی به قاچاق کالاهای غیر از مواد مخدر، ارگانی است بنام «ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز» تجربه ثابت کرده است کهاین ستاد، اهرمی است که هرکدام از دو جناح کشور همواره سعی میکند با به دست گرفتن آن و از طریق آن از باند رقیب باج بگیرد و آن را تحتفشار قرار بدهد. این ارگان در سال ۱۳۸۰ اعلام کرد که به ۵۷ هزار پرونده قاچاق کالا و ارز رسیدگی کرده است.
فرمانده نیروی انتظامی وقت ، قالیباف در بهمن ۸۱ اعلام کرد ۷۰ درصد متهمان پروندههای قاچاق کالا و ارز در سراسر کشور و ۹۰ درصد متهمان پروندههای قاچاق کالا در بعضی استانها توسط قوه قضاییه تبرئه میشوند .
مدیرکل مرکز مبارزه با قاچاق کالا نیز در اردیبهشت ۸۲ گفته است : «جریانهای بازدارندهای در کشور وجود دارد که بهنوعی پیچیده و هماهنگ درراه مبارزه با قاچاق کالا مانع ایجاد کرده و سنگاندازی میکنند» (همشهری ۲۵ اردیبهشت). وزیر بازرگانی دولت خاتمی به نقل از رئیسکل گمرکات کشور هم اعلام کرد که از ۱۸ هزار پرونده قاچاق ارسالی به قوه قضاییه ۱۷ هزار پرونده (۹۵ درصد) تبرئه شدهاند.
سردار قالیباف، در سال ۸۳ موقعی که «رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز» بود، در مورد میزان قاچاق یا واردات غیررسمی کالاهایی مثل چای، انواع لوازمخانگی، قطعات خودرو، لوازم کامپیوتر، سیگار و پارچه، در مصاحبه مطبوعاتی خود اعلام کرد که سالانه حدود ۱۱ میلیارد دلار کالای قاچاق به کشور وارد میشود. به گفته وی ۷۰ درصد این حجم از کالای قاچاق از مبادی رسمی (خاکی، آبی و هوایی) وارد کشور میشود؛ یعنی از گمرکات رسمی کشور! یعنی همان اسکلههای ویژه و فرودگاههای اختصاصی سپاه پاسداران و غیره!
دردهم خرداد سال ۱۳۸۴ خبرگزاری فارس نیز از قول قالیباف نوشت: بارها گفتهام که عدهای از مقامات دولتی در امر قاچاق دخیل هستند.
اما در اردیبهشت ۱۳۸۷ احمدینژاد در جمع مردم قم طبق معمول حرفهای عجیبی زد:
«کسی هست که اگر من اشارهکنم شما میشناسید. دخانیات ما برای اینکه این شبکه را به هم بزند گفته است که آقا من امتیازات واردات سیگار بهجای اینکه دست یک نفر باشد، آزاد میگذارم. هر کس میخواهد طبق مقررات و ضوابط بهداشتی و عوارض گمرکی سیگار وارد کند. کس دیگری هم آمده که حالا آدم بهظاهر سالمی است و گفته است من بدون قاچاق و تقلب و رشوه میخواهم سیگار وارد کنم. آقایی که هنوز هم دریکی از مراکز است و زیاد هم مصاحبه میکند و ادعاهای خیلی گنده میکنه و تحلیلهای عجیبوغریب، این آقا را صدا زده و گفته تو میخواهی سیگار وارد کنی؟ گفته بله. گفته است پنج میلیارد دلار باید بدهی به فلان آقا. گفته است برای چی باید بدهم؟ گفته مگر نمیخواهی سیگار وارد کنی؟ گفته بله میخواهم وارد کنم و عوارض قانونی را میپردازم و سیگار موردقبول بهداشت را وارد میکنم. گفته است نخیر نمیشود تا تو این پول را ندهی امکان ندارد بتوانی سیگار وارد کنی. این فرد هم نپرداخته است. رییس دخانیات آمد پیش من و گفت فلان آقا مرا صدا کرده و گفته چرا میخواهی به این فرد مجوز واردکردن سیگار بدهی؟ تو حق نداری به این مجوز ورود سیگار بدهی. والا با تو برخورد میکنیم.»
این سخنان در ایامی بود که ویکی لیس هم اسنادی درباره العقیلی منتشر نموده بود و پیش از آن نیز فاش شده بود که وی شریک محسن رضایی است، اما ویکی لیکس حالا فاش کرده بود که مثلث مافیای سیگار مالبرو در ایران العقیلی و محسن رضایی و حزبالله لبنان هستند!
محسن رضایی در آن زمان از طریق شرکتی در امارات که فرزندش احمد مدیر آن بود با العقیلی بازرگان و به روایتی قاچاقچی بزرگ ایرانیالاصل مقیم دبی زدوبند داشته و پسازآنکه شرکت دخانیات در دولت نهم، امتیاز واردات سیگارهای KENT و Dunhill از سوی این قاچاقچی را لغو کرد، این نظامی سابق، رایزنیها و فشارهای متعددی برای بازگشت این تصمیم ولو در کوتاهمدت انجام داد که درنهایت ناکام مانده بود اما العقیلی همچنان میتاخت!
اما چه شد که احمدینژاد در این سخنرانی درباره مافیای سیگار فاش گویی کرد؟
با به قدرت رسیدن احمدینژاد و افول قدرت هاشمی رفسنجانی (تیم وینستونیها) محسن رضایی نیز طمع قاچاق سیگار کرد او اما مارلبروئی بود این طمع اما عاقبت خوبی نداشت، احمدینژاد قصد داشت این مافیا را از چنگ هردوی آنان درآورد چراکه مشایی و بقایی دو بازوی او در کیش و قشم مشغول راهاندازی قاچاق عظیم سیگار بودند و این شد که رابطه رضایی را با شرکت فیلیپ موریس نماینده سیگار مارلبرو علنی نمودند. در این زمان اما اتفاق عجیب دیگری نیز در کیش به وقوع میپیوندد در اسفند ۱۳۸۵ رابرت لوینسون افسر سابق پلیس فدرال آمریکا -«اف بی آی» که مشغول تحقیق درباره قاچاق سیگار بوده، در جزیره کیش بین فرودگاه و هتل ناپدید میشود، از لوینسون تا به امروز هیچ خبر دقیقی نیست و معلوم نمیشود که بهواقع در جزیره کیش چه بر سر وی آمده است!
حالا با افشاگری ویکی لیکس معلوم شد که چرا احمدینژاد و یا خامنهای، صدرالاسلام را به دخانیات فرستاده است، احمدینژاد اگرچه در آن سخنرانیاش روشن نکرد که منظورش در آن صحبت کیست، اما همان زمان سایت آفتاب مورخ سوم اردیبهشت ۸۷ نوشت: «سرنخ مافیای دخانیات را می توان در یک مجمع و در دستان یکی از فرماندهان سابق نظامی یافت! اینجا بود که تمامی اشارهها به محسن رضایی برمیگشت و واضح شده بود که رضایی همان فردی است که به نزد صدرالاسلام رفته است.
اما اینهمه ماجرا نیست، احمدینژاد گرچه به افشای مافیای سیگار پرداخته اما قصدش نه قطع کردن دست برادران قاچاقچی بهمنظور مقابله با فساد که نیت اصلیاش حمایت و میدان دادن به مافیای سیگاری است که خود در سر داشته و به روایتی احمدینژاد افشا میکند؛ مشایی حمایت!
۱۲ مهرماه سال ۸۵. نظرآباد شهرستانی کوچک در اطراف تهران میزبان رئیسجمهوری است که همه او را بهصراحت لهجه میشناختند. صحبتها از شعار اصلی او در انتخابات سال گذشته اوج گرفت: عدالت. مکثی کوتاه و سپس اشارهای و ناگهان هشداری مستقیم به دو نفر که در مافیای سیگار مطرح بودهاند: «شما هزار میلیارد تومان به یک بانک خصوصی بدهکارید. حالا بدون آنکه بدهی خود را پرداخته باشید، میخواهید با ۲۹۰ میلیارد تومان، ۲۹ درصد از سهام در اختیار این بانک را خریداری کنید» احمدینژاد سپس ادامه میدهد: «اگر تا ۱۵ روز تکلیف خود را مشخص نکنند بهعنوان خدمتگزار ملت، اسامی شمارا اعلام میکنم» اگرچه این جملات محمود احمدینژاد در تکبیر مردم نظرآباد گم شد، اما بازتاب آن فراتر از هر صحبت دیگری از او طی دو سال اول مسئولیت او بود.
اواخر همان ماه، خبرگزاری جمهوری اسلامی در گفتگو با منبعی آگاه، سخنگوی رئیسجمهور میشود و دو نام را رسماً بهعنوان مفسدین اقتصادی معرفی مینماید: محمد رستمی صفا و العقیلی! منبع آگاهی که این خبر را در اختیار خبرگزاری رسمی دولت قرار داده بود کسی نبود جز مشاور ارشد وقت اطلاعرسانی رییسجمهور.
جستجوهای اینترنتی و یافتن منابع رسمی آغاز میشود. محمد رستمی صفا دارای کارخانههای متعددی است و سریعتر میتوان از او نامی یافت، اما العقیلی کیست؟ گمانهزنی از فامیل او آغاز میشود که نامی ظاهراً عربی است. روزنامه همشهری مینویسد که «هویت و ملیت این شخص بهدرستی مشخص نیست اما از نام وی برمیآید که عرب و احتمالاً اماراتی باشد»
وقتی اسم او آنقدر نامشخص است، پس نباید درباره اقدامات او هم اطلاعی دقیق یافت. موضوع العقیلی همچون دیگر پروندههای کوچک و بزرگ، در میان دعواهای سیاسی و جناحی گمشده بود تا اینکه خبری در پایگاه اطلاعرسانی مجتمع قضایی امور اقتصادی منتشر شد و نام رستمی صفا را بهعنوان رشوه دهنده به برخی مدیران گازی در دوره وزارت بیژن زنگنه معرفی کرد اما بازهم العقیلی در این میان گم بود و شریک اوبار سنگین اعلام تخلفات در رسانهها را به دوش میکشید.
این بار هم بازوی رسانهای احمدینژاد دستبهکار میشود. خبر پیرامون قاچاق سیگار است و اینگونه موضوع را تشریح میکند: «شرکت پخش عظیم بهعنوان یکی از دهها شرکت وابسته به العقیلی، چندی پیش به اتهام عرضه خارج از شبکه ۶۳۰۵ کارتن سیگار به پرداخت ۹۳۵۷۸۴۴۰۰۰۰ ریال جریمه نقدی محکوم شد. مدیرعامل این شرکت فردی به نام عبدالحمید پیشداد است که پسازاین محکومیت، موفق به اخذ مجوز عاملیت فروش و توزیع سیگار شده است!
شرکت دخانیات قشم متعلق است به مافیای العقیلی که بیش از یک میلیارد تومان جریمه را پرداخت نکرده بود اما با حمایت دو تن از مدیران شرکت دخانیات ایران در آستانه معافیت از پرداخت مبلغ مذکور به دولت شده بود که با مخالفت جدی هیات مدیره و شخص مدیرعامل شرکت دخانیات ناکام ماند. بااینحال شرکت دخانیات قشم همچنان از پرداخت ۸۰۰ میلیون تومان بدهی ناشی از عدم پرداخت حق تولید و ۳۰۰ میلیون تومان بابت جریمه عدم تولید تا سقف مورد تعهد خودداری میکند. سوابق نشان میدهد که این شرکت قبلاً نیز باهدف فرار از پرداخت عوارض قانونی، بخشی از تولیدات کارخانه قشم خود را بهصورت قاچاق و از طریق بندرعباس وارد کشور کرده بود که محمولههای قاچاق توسط مأموران کشف و ضبط شد.«
خبرخوانها و خبرنگارها، از اینهمه ارتباطات باند العقیلی در داخل کشور با مقامات دستگاهها و نهادهای مختلف به حیرت میافتند، آنجا که ایرنا اضافه میکند: «علت اصرار برخی دستگاههای دولتی برای ادامه همکاری با این مجموعههای متخلف نامعلوم و قابلتأمل است.
پیگیریهای خبرنگاران پس از کنار هم قرار دادن این جزئیات، آغاز میشود. بهراستی چرا العقیلی هنوز هم ارتباطات سیاسی و اقتصادی دارد؟ نکند عطف به ما سبق ممنوع است و نسخ اتفاق افتاده و اعلام نمیشود؟ فرضیات بیپاسخ است و هر پیگیری و جستجویی، جوابها را دور از دسترس میسازد.
این ماجرا نیز میرفت به فراموشی سپرده شود اما در این میاننامهای عجیب، بدون مهر محرمانه و البته خطاب به مسئولان ارشد دولتی وجود دارد. یکی از این نامهها با امضای اسفندیار رحیم مشایی مشاور ارشد و رئیس دفتر همهکاره رئیسجمهور خطاب به رییسکل بانک مرکزی ارسالشده است. موضوع؟ کمک، مساعدت و همکاری با جناب آقای العقیلی برای رفع مشکلات و انجام برخی کارهای کوچک اداری همچون «تسهیل در بازپرداخت تسهیلات بانکی و بازگرداندن همان نمایندگیهای پخش سیگار». باورکردنی نیست. جالبتر و صدالبته تأسفآور اینکه در نامه مشایی خطاب به رییسکل بانک مرکزی، با لحن آمرانهای دستور دادهشده است که این نامه «جهت دستورمساعدت» ارسال میشود! علامتهای تعجب و گذاردن سهنقطه و امثالهم پاسخگوی این تعجب نخواهد بود!
چگونه ممکن است سال ۸۵ این فرد مفسد اقتصادی باشد با میلیاردها تومان بدهی عقبافتاده و تخلف و …، اما رییس دفتر و همهکاره رئیسجمهوری که نام این مفسد را اعلام کرده، برای نامههای وام او و رفع مشکلات اداریاش برای اعضای کابینه نامههای ویژه و دستوری میفرستد؟ باور کنید بازهم باورکردنی نیست؛ یعنی آن مفسد اقتصادی (البته بهزعم قوه مجریه نه قضائیه) میتواند اینچنین در جمهوری اسلامی جولان دهد؟ ظرف چند ماه چند دستور محکم از رئیسجمهور بگیرد و سراغ وزرا و مسئولان برای نقد کردن این دستورات برود؟ نکتهای قابلتأمل در نامه ۲۶ تیرماه العقیلی به رئیسجمهور به چشم میخورد: «از حضرتعالی استدعا دارم تا با حمایت خود از این حقانیت خواهی (!) دستور فرمایید تا امکاناتی فراهم گردد که بانک پارسیان اصل بدهی این گروه را که بالغبر ۲ هزار و ۳۶۰ میلیارد ریال میگردد در مقابل دارایی ۲ هزار و ۵۰۰ میلیارد ریالی واگذار گردیده، تسویه قلمداد نموده و بهره مرتبط با آن تسهیلات را در حد معقول و قابل قبولی که منطبق با شرع مقدس و عرف رایج اقتصادی باشد را موردمحاسبه و استمهال قرار دهد.»
نبرد وینستون و مارلبرو ادامه دارد؟
دو سیگار وینستون و کنت هماکنون در کشور تولید میشوند و واردات آنها نیز قانونی است. این در حالی است که این دو برند در بازار سیگارهای قاچاق شده ایران نیز سهم قابلتوجهی دارند، اما سیگار مارلبرو هم تولیدش در ایران ممنوع بوده و هم وارداتش؛ بنابراین ردپای مارلبرو را باید در بازار سیگارهای قاچاق ایران جستوجو کرد.
مصرف سیگار در ایران بین ۶۰ تا ۶۵ میلیارد نخ برآورد میشود. اگر این رقم را بر ۲۰ که تعداد نخهای موجود در هر پاکت سیگار است تقسیم کنیم، مصرف سیگار پاکتی در ایران بین سه میلیارد تا سه میلیارد و ۲۵۰ میلیون پاکت تخمین زده میشود.
حال اگر قیمت هر پاکت سیگار را در ایران بین دو تا پنج هزار تومان برآورد کنیم، ارزش بازار سیگار ایران بین پنجتا شش میلیارد دلار برآورد میشود. هرچند برخی ارزش بازار دخانیات ایران را بیش از این رقمها میدانند. درهرحال اگر ارزش بازار سیگار ایران را حدود ۹ میلیارد دلار تخمین بزنیم، سیگار مارلبرو سهمی حدود دو میلیارد دلاری در این بازار دارد. این سهم در حالی بهدستآمده که این سیگار نه در داخل تولید میشود و نه واردات آن به کشور قانونی است. این در حالی است که سیگارهای وینستون و کنت درمجموع بیشترین سهم را در بازار سیگار ایران داشته و ارزش این سهم بالغبر سه میلیارد دلار تخمین زده میشود.بر اساس آمار، سیگار وینستون حدود ۷۰ درصد از واردات سیگار به کشور را به خود اختصاص میدهد.
از سیگار کنت هم اگرچه آمار دقیقی در دست نیست، اما این برند جزو سیگارهای پرفروش در بازار ایران محسوب میشود؛ بنابراین میتوان نتیجه گرفت که حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد بازار سیگار ایران در اختیار سه برند وینستون، مارلبرو و کنت است. اگر برندهای مربوط به شرکت KT&G را نیز به سه برند فوق اضافه کنیم، این سهم شاید تا ۸۰ درصد هم برسد؛ بنابراین میتوان نتیجه گرفت که صاحبان توزیع دو سیگار وینستون و کنت و همچنین افراد پشت پرده در قاچاق سیگار مارلبورو به ایران سلاطین سیگار ایران محسوب میشوند.
گفته میشود حجم معاملات عامل توزیع سیگار وینستون در ایران طی یک سال به بیش از ۲۰۰ میلیارد تومان رسیده که رقم بسیار بالایی در بازار دخانیات کشور محسوب میشود.
در همین حال گمانهزنیهایی نیز درباره عاملیتهای صنعتی سیگار در کشور زده میشود. به این صورت که گفته میشود برخی از این عاملیتها جزو مافیای سیگار هستند. این در حالی است که آمار نشان میدهد عاملهای صنعتی سهمی چهاردرصدی در بازار سیگار ایران دارند.
مثلث مافیای سیگار ایران در تمامی این سالها کوشیدهاند ضمن ضربه زدن به یکدیگر به هر قیمتی سهمشان را در بازار ایران حفظ نمایند آنها اگرچه در برهههایی از زمان به روی یکدیگر خنج کشیدهاند اما درنهایت بیش از دو دهه است که در کمال صلح و صفا دوشادوش یکدیگر این بازار پرسود را حفظ نمودهاند.
+ اگر گفتنی ها برایتان فیلتر است عضو کانال تلگرام گفتنی ها بشوید.
+ گفتنی ها درفیس بوک .

