جشن احمدی نژاد پس از انتخابات خونین در میدان ولیعصر تهران،طاهری،حدادیان

جشن احمدی نژاد پس از انتخابات خونین در میدان ولیعصر تهران،طاهری،حدادیان

از قدیم گفته‌اند که سه جماعت را نمی‌شود در یک جا دور هم جمع کرد : « وکیل و آخوند و روضه خون یا همان مداح »! چرایش را باید در یک مثل دیگر یافت که «آشپز که دو تا شد آش یا شور می‌شود یا بی نمک!» .

قصه این روزهای محمود نژاد و مداح‌های بارگاه خامنه ای هم همین قصه است!، محمود احمدی نژاد پیش از آنکه نامدار شود و شهردار و رئیس جمهور این مملکت شود مداحی بود مثل همین‌ها که امروز کمر به نفرینش بسته‌اند، شاید شناخته شده نبود اما بسیاری از همین حزب اللهی‌ها هنوز یادشان نرفته جلسه پنج شنبه شب‌های دعای کمیل مسجد نارمک را که احمدی نژاد مداحش بود هیاتی که از بعد پایان جنگ رونق یافته بود و معروفیتش از آنجا آغاز شده بود که همسر یک جانباز در نارمک مورد بی احترامی یکی از اوباش نارمک واقع شده بود و کار به دعوا و درگیری اهل محل و در آخر به حضور بچه های رزمنده که آن روزها همه به اسم «موتورسوارهای حزب الله» می شناختنشان ختم شد و دعوا و جنجال در نارمک بالا گرفت، کمیته نارمک که پایگاهش در کنار مسجد جامع نارمک بود وارد عمل می‌شود و در اقدامی عجیب حزب اللهی‌ها و اراذل و اوباش را باهم بازداشت می‌کند و به کمیته می‌آورد در کمیته باز درگیری بین این دو بالا می‌گیرد و دست آخر حزب اللهی‌های بازداشتی را به مسجد منتقل می‌کنند و در همین میان یکی از بازداشتی‌ها بلندگوی مسجد را روشن می‌کند و در آن شب جمعه دعای کمیل می‌خواند، کسی که در زمان جنگ هم در میان بسیجی‌ها کارش زیارت عاشورا خواندن و مداحی گردان بوده است کسی نبود جز محمود احمدی نژاد!

دعای و سینه زنی بازداشتی‌های مسجد تا پاسی از شب ادامه می‌یابد تا دست آخر سراج‌الدین موسوی فرمانده کمیته انقلاب می‌آید و دستور آزادی همه را می‌دهد، احمدی نژاد همان جا اعلام می‌کند که وعده ما هر شب جمعه همین جا! این هیات بیش از دو دهه تا سال‌های ریاست جمهوری خاتمی ادامه داشت و بعد از آن دیگر فقط در مسجد نارمک نبود و سیار شد و سپس در منزل «شهید ریکایی» برگزار شد در خانه دو طبقه ایی که در یک واحد آن صاحب خانه یعنی همان پدر شهید ریکایی می‌نشیند و در طبقه دیگر مستأجرش که چند سالی هیات در خانه او برگزار می‌شد : اسفندیار رحیم مشایی!

این هیات همان‌طوری که آغازش جنجالی بود جلساتش هم همواره جنجالی بود در رقابت‌های انتخاباتی ناطق نوری و خاتمی این هیات ستاد تبلیغاتی ناطق نوری در شرق تهران شد، شکست انتخاباتی ناطق البته باعث نشد که این رشته ارتباط پایان یابد و این‌گونه بود که پای ناطق نوری هم به این جمع باز شد و شد روحانی و منبری این هیات، خیلی از حوادث آن روزها که خاتمی از آن‌ها به عنوان بحران‌های دولتش نام می‌برد از همین هیات آغاز شد حوادثی چون تجمع رزمندگان و خانواده های شهدا و رزمندگان مقابل مجلس برای استیضاح مهاجرانی، شکایت از روزنامه های نشاط و سلام و …

در سال ۱۳۸۲ که زمزمه‌هایی برای شهردار شدن احمدی نژاد آغاز شده بود وزارت اطلاعات به مدیران وزارت کشور و شورای شهر تهران اعلام کرده بود که احمدی نژاد به واسطه پرونده های بی شماری که در محاکم قضایی و دستگاه‌های امنیتی دارد و وجود همین پرونده‌ها باعث صدور حکم محرومیت از مشاغل دولتی او شده است، امکان تصدی شهردار تهران را ندارد! اینجا بود که ناطق نوری به کمک این یار خود آمد و با رایزنی با آقای یونسی وزیر وقت اطلاعات ضمن ابراز ناراحتی از رد صلاحیت احمدی نژاد خواستار تایید احمدی نژاد شده و این چنین بود که احمدی نژاد مداح نارمکی شهردار تهران شد!

احمدی نژاد خود نیک می‌دانست که هرچه دارد از همین هیاتها دارد او ساختار پیچیده سیاسی ایران را هم می‌دانست و به این امر واقف بود که اگر به رشد و ترقی می‌اندیشد باید «هوای هیاتها را داشته باشد!» .

محمود احمدی نژاد در کنار منصور ارضی در هیات مسجد ارک تهران

محمود احمدی نژاد در کنار منصور ارضی در هیات مسجد ارک تهران

در طول دو سال شهرداری احمدی نژاد او هرچه که در توان داشت خرج هیاتها و مداح‌های تهران کرد از اعطای وام‌های بلاعوض میلیونی گرفته تا پرداخت شهریه های ثابت به مداح‌های عمده تهران که معروف‌ترین آن‌ها در جریان آتش سوزی مسجد ارک بود که بحرانی بزرگ برای مداح سرشناس ایران به وجود آمده بود که با بی مبالاتی متولیان آن هیات ۶۰ کشته و ۲۱۰ مجروح برجای مانده بود! اینجا بود که احمدی نژاد با پرداخت 11 میلیارد کمک از بودجه شهرداری جهت معالجه مصدومان و دیه کشته شدگان، منصور ارضی را از بحرانی بزرگ خارج کرد.

احمدی نژاد گرچه در دانشگاه حمل و نقل و ترافیک درس می‌داد اما بیش از هر چیز سیاست و بیزینس را می‌شناخت! او پرواضح بود که این کمک‌ها را سرمایه گزاری بلند مدت می‌دانست مدتی که دو سال برای او به طول انجامید تا در ۱۳۸۴ ثمر دهد.

در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری کمتر کسی امید به پیروزی احمدی نژاد داشت و بسیاری کاندیدای مورد حمایت سپاه و «آقا» را قالیباف می‌دانستند تا اینکه در فاطمیه همان سال وقتی در بیت رهبری منصور ارضی در هیات عزاداری پیش چشم رهبر اعلام کرد که : «ما یک رای داریم آن را هم به بچه هیاتی خودمان می‌دهیم! » انتخاب احمدی نژاد برای خیلی‌ها تمام شده بود!

احمدی نژاد در رقابتی نفس گیر و با آرایی نسبتاً کم (عده ای معتقد به چهارده میلیون هستند اما آمار رسمی هفده میلیون اعلام شده) به ریاست جمهوری رسید! او حالا به آنچه که می‌خواست رسیده بود و وقتش است که به آن مثل قدیمی بازگردیم که : «دو مداح را نمی‌شود یک جا با هم جمع کرد»! به محض رسیدن پای احمدی نژاد به پله های ساختمان ریاست جمهوری ماه عسل او با دیگر مداح‌ها نیز به پایان رسید!

 رفته رفته این اختلافات بزرگ و بزرگ‌تر می‌شد اما هیچ کدام علاقه ای به علنی کردن آن‌ها نداشتند، احمدی نژاد به دولت دومش می‌اندیشید و مداح‌هایی چون منصور ارضی و سعید حدادیان نمک گیر و دلبسته کمک‌های مالی رئیس جمهور بودند!

این کمک‌ها تا دولت دوم احمدی نژاد ادامه داشت گرد و خاک اعتراضات پس از انتخابات بحث برانگیز ۱۳۸۸ که تمام شد و معترضین به خانه‌ها بازگشتند و اوضاع کمی آرام شد کمک‌ها هم قطع شد، حالا احمدی نژاد دیگر نیازی به باج دادن به آن‌ها نداشت و اختلافات علنی و علنی‌تر شد تا اینکه ماجرای انتصاب مشایی به معاون اولی و بعد از آن ماجرای عزل مصلحی و اختلافاتی که احمدی نژاد با رهبری بر سر این عزل و نصب پیدا نمود بهانه ای شد تا مداحان مستمسک «رهبر پسندی» برای این اعتراض پیدا کنند و آزادانه اعتراض خود را بیان کنند در حدی که سعید حدادیان رسماً در دعاهای هیات خود : «آرزوی مرگ مشایی» را کرد و او را «عورت احمدی‌نژاد» نامید و منصور ارضی نیز مشایی را «یهودی زاده و یهودی صفت» خواند و احمدی نژاد را «بچه هیاتی ناسپاس و ناخلف نامید» که «لیاقت سینه زنی امام حسین را از دست داده»، این اختلافات فقط در هیاتها و روضه‌ها و دعاها ادامه پیدا نکرد و در سالروز شهادت دختر پیامبر اسلام به میادین و کف خیابان‌های تهران کشیده شد و به درگیری فیزیکی انجامید و برای یکدیگر چوب و چماق و کمربند کشیدند!

درگیری مدافعان و مخالفان احمدی نژاد در میدان امام حسین

درگیری مدافعان و مخالفان احمدی نژاد در میدان امام حسین

طلاق در همان روزی به وقوع پیوست که پیوند آغاز شده بود : «فاطمیه»!، رسم و سنتی همه ساله که در ایام شهادت حضرت زهرا ضمن آنکه مراسم عزاداری در ده شب در بیت رهبری انجام می‌گیرد در روز شهادت نیز در یکی از میادین تهران مداحان گرد هم می‌آیند، محمود احمدی نژاد نه تنها در مراسم سوگواری آن سال بیت رهبری حضور به عمل نیاورد بلکه تصمیم گرفت در میدان منیریه تهران اقدام به برپایی مراسم عزاداری نماید. این مراسم مورد بایکوت «مداحان سیاسی» قرار گرفت و نهایتاً همان روز در میدان امام حسین تهران هر دو گروه موافقان احمدی نژاد و مخالفان با یکدیگر درگیر شدند.

محمود احمدی نژاد حالا مورد غضب مداحان و هیاتی هایی قرار می‌گرفت که روزگاری او را با افتخار بر صدر مجلسشان می‌نشاندند اما حالا رسماً «بازیچه مشایی»، «جریان انحرافی»، «نوکر بی لیاقت آقا» و… خوانده می‌شود!

امسال نیز احمدی نژاد در هیچ کدام از ده شب عزاداری بیت رهبری که رسماً چند سالی است دیگر مجلس عزاداری فقط نیست و به محل سنجش میزان اطاعت مدیران و مسئولان ارشد نظام از خامنه ای بدل شده است حضور پیدا نکرد و در روز عاشورا هم این هیات نتوانست او را به بیت رهبری بکشاند و او مجبور شد برای اینکه بالاخره سینه زن امام حسین بودن خود را برای مدافعانش ثابت کند به شهر قم کشانید او را اما در شهر قم نیز وضعیت بهتری از تهران پذیرایش نبود!

حضور سرزده احمدی نژاد در قم در حالی رقم خورد که در دوره اول وی، شهر قم به واسطه حضور نیروهای افراطی هوادار احمدی نژاد، یکی از پر جمعیت‌ترین شهرهایی بود که در سفرهایش او دیده بود اما با لغو سفر استانی وی به قم در دور دوم و عدم حضور در شهر، نشان داده شد قم هم دیگر برای احمدی نژاد جای مناسبی نیست تا اینکه امسال در روز عاشورا و به هنگام وارد شدن به حرم حضرت معصومه احمدی نژادی که همواره به «مردمی بودنش می‌نازید» و بر آن تاکید حرم را برای وی قرق کردند تا وی بدون حضور مردم به زیارت بپردازد!

همچنین با وجود آن که طبق یک سنت قدیمی، در روز عاشورا در دفاتر کلیه مراجع تقلید مراسم روضه خوانی و سینه زنی با حضور خود آن‌ها برگزار می‌شود و مردم از هر قشری در آن شرکت می‌کنند، احمدی نژاد نه تنها در بیوت مراجع حضور نیافت، بلکه حتی با آیات نوری همدانی، محمد یزدی و مصباح یزدی که از معدود حامیان وی در میان علما و مراجع بودند نیز دیدار نکرد! از آن جماعت بی شمار مداح و سینه زن و روحانی و منبری هیچ کس در قم در کنار احمدی نژاد نبود الا حجت الاسلام سعیدی، برادر همسر سید احمد خاتمی و گوینده جمله مشهوری است که از سوی رئیس بازرسی دفتر رهبری اظهاراتش مزخرف خوانده شده بود! که این همراهی هم بیشتر از آنکه ارادت باشد بی ارتباط با تأمین بودجه جاری پروژه های نیمه تمام عمرانی تولیت آستانه در ماه های آخر دولت نیست!

احمدی نژاد این روزها مار زخم خورده ای است که از حالت عادی‌اش خطر ناک تر است او انتقام را فراموش نکرده گرچه دیگر شاید به کمربند کشی و چوب و چماق کشی در خیابان فکر نمی‌کند و از شکایت و پیگیری قضایی مداح‌ها هم نا امید شده چرا که جریمه پنجاه هزار تومانی سعید حدادیان نه تنها او را محق نشان نداد بلکه باعث شد حدادیان در هیاتش به استهزا بگوید : «پول را می‌دهم یکی ببرد دم دفترش بهش بدهد»!

اما احمدی نژاد و تیم همراهش ساکت ننشسته‌اند و به انتقام می‌اندیشند یکی از انتقام‌هایی که او این روزها از مداح‌ها گرفته است انتشار صدای نواری است که در فضای اینترنتی این روزها به نحو عجیبی منتشر و فراگیر شده است، نواری که ادعا می‌شود برای یک جلسه عزاداری است، اما در آن جز کلمات مستهجن و رکیک چیزی شنیده نمی‌شود و در آن سخنران به تقلید از صدای شیخ حسین انصاریان و مداحان تهران می‌پردازد و به مراجع قم فحاشی می‌کند، و در یک نوار کمتر از ۱۵ دقیقه ای همه مخالفان احمدی نژاد به باد فحاشی گرفته می‌شوند و جالب اینکه سخنران «منو ریل قم» را نیز که احمدی نژاد از مخالفان آن بود را نیز فراموش نمی‌کند!

حالا این سئوال برای هر کسی ایجاد می‌شود که این جلسه کجا برگزار شده است که سخنران در پشت بلندگو و اکو آزادانه این چنین همه مقدسات و مسئولان و مراجع و مداح‌ها و عزاداری امام حسین را به سخره می‌گیرد؟ اما اگر کمی به عقب بازگردیم موارد مشابه اش بسیار است که یکی از آن‌ها انتشار وسیع و سریع ویدئو «کارناوال عاشورا» بود که دست بر قضا تیم احمدی نژاد نیز به عنوان حامیان ناطق نوری در آن دست داشتند و این یکی از همان پرونده های امنیتی احمدی نژاد بود که وزارت اطلاعات از آن به عنوان دلایل حذف احمدی نژاد از کاندیداتوری شهرداری اعلام کرده بود!