n00389982-r-b-002

علیرضا جهان شاهی طلبه ای است که شاید خط فکری و منش سیاسی او با خیلی از ما متفاوت باشد پیرو خط رهبری است و نمونه کامل یک روحانی جوان ذوب شده در ولایت است!

او را البته با نامش کمتر کسی می‌شناسد و بیشتر معروف است به «طلبه سیرجانی»، ظاهراً وبلاگی هم داشته که البته فعلاً در دسترس نیست و هم اکنون در زندان اوین در بند ویژه روحانیون است.

جهان شاهی در اعتراض به زمین خواری‌های صورت گرفته توسط وابستگان به قدرت در سیرجان، هم اکنون در زندان است البته به همین اتهام قبلاً نیز یک‌بار بازداشت شده بود که البته با اعتراضات دانشجویی و اصول‌گرایان از وی، زودتر از اتمام مدت محکومیت آزاد شد، نحوه اعتراض وی نیز جالب است او یک بار در حین راهپیمایی اعتراضی از سیرجان به تهران بازداشت و محکوم شد و در بار دیگر نیز راهپیمایی اعتراضی دیگری را از مسجد جمکران به سمت تهران و آرامگاه خمینی به انجام رساند و پس از آن در حرم عبدالعظیم متحصن شد. تحصن وی مدتی به طول انجامید تا اینکه بازداشت گردید!

در طول تحصن وی در شهرری چهره های بسیاری از اصول‌گرایان من جمله : حمید رسایی، حسین فدایی، احمد توکلی، الیاس نادران، علیرضا زاکانی از نمایندگان مجلس و حتی ابراهیم حاتمی کیا و همچنین فعالان حزب الله همچون حسین الله کرم و مسعود ده نمکی ، سعید قاسمی به دیدار وی رفتند و به نوعی به تشویق وی پرداختند و او را حمایت کردند.

جهان شاهی صرف نظر از همه اعتقادات سیاسی‌ای که دارد در مورد باند بازی و چپاول سرمایه های کشور حرف به حقی می‌زند! زمین‌خواری‌ها در سیرجان از مفاسد اقتصادی حیرت‌انگیزی است که طی سال‌های پیشین انجام شده و از حیث میزان مفسده مالی، از بزرگ‌ترین زمین‌خواری‌های سال‌های اخیر کشور محسوب می‌شود و دامنه این مفاسد تا جایی بوده که امام جمعه شهر سیرجان نیز در این باره به بیان این نکته که «حتی پرنده‌های آسمان هم ماجرای زمین‌خواری سیرجان را می‌دانند» پرداخته بود.

اما ماجرا از این قرار است که در این چپاول از آنجائی که بسیاری از اضلاع قدرت در جمهوری اسلامی در آن دست دارند بنابراین هیچ جریان سیاسی‌ای رغبت به پیگیری آن ندارند، در یک سر این ماجرا هاشمی رفسنجانی و اطرافیانش قرار دارند و در طرف دیگر حداد عادل و در سوی دیگرش نیز علی لاریجانی است!

دادگاه ویژه روحانیت، علیرضا جهانشاهی را به خاطر برگزاری راهپیمایی‌های اعتراضی و تحصن غیر قانونی اکنون به ۳ سال و نیم حبس محکوم کرده است، اتهام وی عبارتست از: تشویش اذهان عمومی که از این بابت به ۲ سال حبس و همچنین اخلال در نظم عمومی که از این بابت هم به یک سال و توهین به مقامات قضایی که از این اتهام هم به ۶ ماه حبس محکوم شده است.

علیرضا جهان شاهی را بی شک می‌شود نمونه بارز بسیاری از نیروهای طرفدار جمهوری اسلامی و ولایت فقیه دانست که بر این باور هستند که حاکمان جمهوری اسلامی دقیقاً همان طوری عمل می‌کنند که عنوان می‌کنند، اما واقعیت چیز دیگری است در گذشته نیز بودند افرادی مثل طلبه سیرجانی از میان افراد وفادار و پیرو خط رهبر که بعد از گذشت زمان پی به واقعیت و بازی سیاست در جمهوری اسلامی بردند و یا با افشاگری‌هایشان در محاق حصر و توقیف قرار گرفتند همچون «حجت الاسلام پروازی» و یا پس از اینکه دریافتند در پس این اعمال مقاصد سیاسی خاصی وجود دارد به تک روی پرداختند و در آخر در انزوا و تنهایی همچون «حاجی بخشی» جان سپردند.

علیرضا جهان شاهی نیز چپ و راست و اصلاح طلب و محافظه کار نمی‌شناخت او مشکل و دغدغه‌اش فقط چپاول سرمایه ملی و زمین خواری در سیرجان بود و از دانه درشت‌ها شروع کرد تا رسید به مهره های پایین و از آنجا که از هاشمی رفسنجانی شروع کرد بسیاری از اصول‌گرایان مدعی ارزش‌مداری به وی پیوستند و او را حمایت کردند اما به محضی که دامنه اعتراضات و انتقادات وی به دیگر چهره های اصولگرا و پناه گرفته در مجلس و قوه قضائیه رسید او را رها کردند و اعتراضات او که پیش‌تر به «فریادهای ابوذر گونه» از سوی آنان نام می‌گرفت به «اقدامات خودسرانه و غیرقانونی» که «موجب اخلال در نظم» می‌شود تعبیر و وی به زندان افتادتا بیاموزد در بازی قدرت در جمهوری اسلامی نمی‌شود مستقل بود!

او البته پس از تحمل چهار ماه از حبسش در زندان اوین پی به این نکته برده و در پیام انتقادی به گروهی از مداحان٬ نیرو‌های بسیج٬ هیئت‌ها و عدالت خواهان که نسبت به تلاش‌های او برای مبارزه با فساد در جمهوری اسلامی و بازداشتش بی‌اعتنا بوده پیامی فرستاد و یاد آوری کرد که : «یادتان باشد من را تنها گذاشتید».

اکنون او بنا به آنچه که همسرش به خبرگزاری‌ها اعلام کرده است : «با نا‌امیدی از پیگیری قانونی حقوق تضییع شده خود، دست به اعتصاب غذا زده و در چند قدمی مرگ قرار گرفته است»

علیرضا جهانشاهی در پیام اعلان اعتصاب غذایش عنوان کرده است که «چهار ماه است که از حقوق معمولی یک شهروند عادی محروم گردیده و بدون صدور حکم قضایی در زندان اوین به سر می‌برد.»

همسر وی نیز که این روزها تنها کسی است که از وی یاد می‌کند در پیامی گفته است که : تنها «جرم» این طلبه در این پیام «سردادن فریاد عدالت‌خواهی و مبارزه با مفاسد اقتصادی» اعلام شده که همین مسئله نیز مشکلاتی برای وی به همراه داشته است. همسر این طلبه با انتقاد از «حکم سخت‌گیرانه قضایی» در خصوص همسرش٬ به سکوت نیرو‌های حزب‌الله «در قبال مظلومیت و غربت یک طلبه عدالت‌خواه» اعتراض کرده است.

رسانه های جمهوری اسلامی و طرفداران حکومت طبیعی است که دیگر علاقه و رغبتی به انتشار اخبار این «طلبه خودسر سیرجانی» نداشته باشند اما وقتی در اقدامی مشابه یک روحانی منتقد دیگر که البته انتقاد و اعتراضش بیشتر شامل نحوه اداره حکومت است از سوی رسانه های فارسی زبان خارج از کشور به تفصیل پیگیری می‌شود و حتی برای «افت فشار خون» وی در زندان خبر اول تهیه می‌کنند و با خانواده وی مصاحبه می‌کنند اما هیچ کدام از این طلبه عدالت‌خواه خبری منتشر نمی‌کنند بار دیگر این عدم بی طرفی رسانه‌ها را یاد آور می‌شود.

طلبه سیرجانی درست است که از وفاداران سر سخت و تندروی حکومت جمهوری اسلامی است اما هر چه هست حرف او «حق» است و او نیز یک زندانی سیاسی است همچون بسیاری دیگر از زندانیان سیاسی و عقیدتی که ده‌ها نهاد و رسانه و تجمع مدافع حقوق بشری این روزها در اختیار آنان هستند و البته پسندیده نیست که در دفاع از زندانیان سیاسی و یا پاسداشت حقوق بشر هم دسته بندی‌های ناصواب سیاسی رایج را نیز اعمال کنیم.