در جمهوری اسلامی همان قدری که از مردم سالاری در آن خبری نیست در عوض تا دلتان بخواهد مرد سالار است ! همین مردسالاری است که اگر یک زن هم در دور افتاده‌ترین منطقه ایران صحبتی کند و یا دست به فعالیتی بزند و … به سرعت در کل کشور شناخته می‌شود .و البته کم نبودند و نیستند زنان نام آور در عرصه های مختلف اجتماعی ، فرهنگی ، هنری و سیاسی .

یکی از این نام‌آوران فاطمه رجبی است !

فاطمه رجبی

از جمله نام‌هایی است که زود آمد و زود مشهور شد و البته بیشترین شهرت وی قبل از آنکه به اعمال و رفتارش برگردد به گفتارش که گاه تا مرز فحاشی هم می‌رفت برمی گردد ! . رجبی  که با ورود احمدی نژاد به عرصه سیاست ، ظهور دختر حجت الاسلام شیخ علی دوانی از چهره‌های علمی و مشهور حوزه است که الگوی اخلاقی و تهذیب بسیاری است ، البته رجبی همسر غلامحسین الهام، عضو سابق شورای نگهبان نیز بوده که در دولت احمدی نژاد مشاغل زیادی را تجربه کرده است. از سخنگویی دولت، تا وزارت دادگستری و مشاور حقوقی رئیس جمهور .

فاطمه رجبی در تمجید احمدی‌نژاد، وی را معجزهٔ هزاره سوم خواند و کتابی به همین نام نوشت که واکنش‌های بسیاری را در تائید و رد این کتاب برانگیخت و البته همین کتاب بود که سهم عمده ای در اشتهار وی داشت .

از اصلی‌ترین عوامل شهرت فاطمه رجبی این بود که وی بر خلاف دیگر حامیان احمدی نژاد و مخالفان اصلاح طلبان و هاشمی رفسنجانی و … اهل حاشیه روی و یا با ایماء و اشاره حرف زدن نبود و به یکباره و با صراحت مخالفان فکری خود را اعم از اصلاح طلبان ، مهدی کروبی ، هاشمی رفسنجانی، سید محمد خاتمی و دکتر حسن روحانی و… را منافقانی هم ردیف اعضای گروهک رجوی و یا کفار قریش می‌دانست و به فحاشی به آنان می‌پرداخت !

البته ناراحتی رجبی ظاهراً به این دوران فقط بر نمی‌گردد چرا که اگر کمی به عقب بازگردیم می‌بینیم که وی دبیر تاریخ دبیرستان بوده است که  در سال ۱۳۷۶به گفته خودش به دلیل «عدم تحمل انتقاداتش از سوی دولت اصلاحات»، و به گفته برادرش به این دلیل که «درس تاریخ سیاسی ایران را به رای و تفسیر سیاسی و شخصی خود تدریس می‌کرده است که شاگردان ایشان که عمدتاً از خانواده شهدا بوده‌اند به این مسئله معترض می‌شوند» از سوی مسئولان و مدیر مدرسه اخراج می‌شود !

اینکه چگونه در یک خانواده فرهیخته و اخلاق مدار این‌گونه فاطمه عصبی رشد پیدا می‌کند بر کسی آشکار نیست اما پدرش حجت الاسلام علی دوانی، و برادرانش محمد رجبی و محمدحسن رجبی‌اند که آن‌ها نیز هر کدام به نوبه خود نویسنده و  استاد دانشگاه و رئیس کتابخانه ملی کشور هستند همگی با طرز تفکّر خواهرِ خود مخالف هستند و بارها در مقالات و مصاحبه های خود از خواهر خود برائت جسته‌اند .

دوانی پدر که البته از دختر خود نا امید شده و دیگر ظاهراً امیدی به وی نداشته دست به دامان مطبوعات و سایت‌هایی می‌شود که مقالات پریشان وی را منتشر می‌کنند و از آن‌ها می‌خواهد که ارتباطشان را با دخترش قطع نمایند !

علی دوانی در شهریور ۱۳۸۵طیّ نامه‌ای، از رفتار دخترش گلایه کرده و می‌نویسد: «دخترم در زمان ریاست جمهوری جناب آقای خاتمی، چند بار مقالاتی در انتقاد از عملکرد ایشان نوشته بود که فقط یک‌بار آن را مطّلع شدم و همان موقع به نشریهٔ «یالثارات» به سبب چاپ آن‌ها گلایه کردم و از آن‌ها خواستم دیگر مقالات دخترم را منتشر ننمایند .»

فاطمه رجبی بیشتر از آنکه موافق باشد مخالف است او حتی با «جمهوری اسلامی» هم مخالف است ! او در گفتگو با مجله همشهری ماه، که در مرداد ۱۳۸۹منتشر شد، گفت: «من قائل به حکومت اسلامی هستم. برای اینکه در شعارهای انقلاب هم حکومت اسلامی مطرح بود. در صحبت‌های امام در پاریس هم که دقت کنید، چه قبل از سفر پاریس و چه در سخنان ایشان در پاریس، ایشان مدام از حکومت اسلامی نام می‌برند. من همیشه با خود می‌گویم که مثل عدالت خانه‌ای که در مشروطه، خواسته همه مردم بود و یک دفعه مشروطه از آسمان افتاد و معلوم نشد از کجا وسط کارزار عدالت خانه افتاد و همه دنبال مشروطه رفتند، جمهوری اسلامی هم نمی‌دانم چطور در وسط کارزار حکومت اسلامی مطرح شد.»

رجبی از انتخابات هم بیزار است و با آن مسئله دارد  و معتقد است  یکی از معضلات جمهوری همین رأی گرفتن‌هاست که در عمر ۳۰ساله جمهوری اسلامی دو بار مردم فریب خوردند. یکی همین مسئله بنی‌صدر است که توانست رأی بگیرد. البته بنی‌صدر قدرت و نفوذ کلام زیادی داشت. زبان محاوره‌ای را به بهترین شکل انجام می‌داد و مخاطب را جذب می‌کرد. ظاهر ساده‌ای داشت. آن زمان که همه با کراوات و پاپیون و تیپ‌های آن چنانی و در تضاد با مردم و فرهنگ انقلاب می‌گشتند، از بدو ورود بنی‌صدر مردم چنین چیزی را درباره او ندیدند. بالاخره توانست رأی مردم را جذب بکند. وی معتقد است: «در صورت جمهوری و رای گیری، مردم قربت الی الله رای می‌دهند و بنی‌صدر از درون صندوق‌های رای درمی‌آید و او هم شمشیر را از رو علیه اسلام و انقلاب می‌بندد. بار دیگر هم مردم به خاتمی رای می‌دهند…این جمهوری است که با آن مشکل دارم.»

او از تفکیک قوا هم ناراحت است و آن را خلاف شرع مقدس اسلام می‌داند ! او معتقد است «تفکیک قوا و پارلمان و امثالهم در حکومت اسلامی قطعاً نیست. اگر ما حکومت اسلامی را حکومت امیرالمؤمنین بدانیم، این شکل حکومت به شکل امروزی وجود نداشت. شما ممکن است بگویید در دنیای جدید این پذیرفته نیست. البته به لحاظ شکلی پذیرفته نیست ولی در حکومت اسلامی یک نفر است ولی و رهبر که کارها را به عهده دارد…اگر رئیس جمهوری برداشته شود، دیگر اینکه یک نفر رئیس‌جمهور می‌شود مثل بنی‌صدر و در برابر رهبری قد علم می‌کند، هرگز وجود ندارد. رهبری مبسوط الید است. این‌ها را بنویسید، هرچند تخریب هم خواهد شد. من قانون اساسی را که برای رهبری چند اختیار و حق گذاشته، محدودالید کردن رهبری می‌دانم. شما هم اگر بررسی کنید می‌بینید امام هم فراتر از این‌ها عمل می‌کردند.»

و البته کار که به تفکیک قوا و حکومت اسلامی و … می‌رسد او ظاهراً با رهبری خامنه ای هم مشکل دارد و از آن راضی نیست و عنوان می‌کند که : «مشی رهبری با امام متفاوت است. شاید برای ما خیلی عجیب بود که امام به مجلس نهیب می‌زدند به رئیس قوه قضائیه نهیب می‌زدند، ولی ایشان این روش را ندارند، بسیار با صبر و حوصله رفتار می‌کنند. بعدها متوجه می‌شویم که تمامی این تذکرات را رهبری به مسوولان داده‌اند ولی این‌ها عمل نکردند. شرایط فرق کرده بود و هاشمی با یک جو تهاجمی علیه گذشته آمدند.»

فاطمه رجبی در دولت اول احمدی نژاد بسیار تاخت و البته بسیار هم در دل دولت‌مردان جای داشت وی چه بسا به خود وعده‌هایی داده بود که در دولت دوم وی جایی خواهد یافت و همین بود که در ایام رقابت‌های انتخاباتی او با شدت و حدت بسیار مهدی کروبی و میرحسین موسوی و به دفعات محسن رضایی را به باد انتقاد و فحاشی گرفت و همین باعث شد که  ستاد انتخاباتی محمود احمدی‌نژاد ویژهٔ انتخابات ریاست جمهوری دورهٔ دهم برای نامه‌های فاطمه رجبی به او هشدار داد اما وی پس از انتخابات نیز مخالفان احمدی‌نژاد را دجال و سفیانی نامید و فردای انتخابات اعلام کرد : «احمدی‌نژاد دور قبل با عنایت امام زمان انتخاب شد و امروز هم اگر توجّه ولی‌عصر نبود با این همه کارشکنی موفق نمی‌شد.» او در ادامه گفت: «آقایانی که قانون‌مندی احمدی‌نژاد را زیر سؤال برده‌اند، اگر اسنادی دارند، بیاورند و ثابت کنند.» ، این دفاعیات  آن طور که بسیاری می‌گویند از آن روی بوده که وی به دست آوردن وزارت آموزش و پرورش امیدوار بوده که این‌چنین نشد و همین سرآغاز شروع انتقادات وی به معجزه هزاره سوم و اطرافیانش شد ! وی هنگامی‌که خبر وزارت خانم دستجردی را بر وزارتخانه بهداشت و درمان شنید کنترل از دست داده و در نامه‌ای به مناسبت نیمه شعبان سال ۱۳۸۸به محمود احمدی‌نژاد، گفت: «من با تحجر مخالفم» و از «اعلان حضور وزرای زن در لیست‌های منتشره» کابینه دهم انتقاد کرد و حضور وزیر زن را از اهداف شوم فمینیست و سکولارها دانست و گفت هیچ معصومی یک زن را به یک مقام مهم نگمارده است. او خاطرنشان کرد که مسئولیت عالی زنان از نشانه‌های آخرالزمان است !

در بعد از این بی وفایی احمدی نژاد به این حامی‌اش بود که وی دچار یاس فلسفی شد و روز به روز کمرنگ و کمرنگ تر می شد تا اینکه در هفته گذشته وی در گفت‌وگویی کوتاه با افکار نیوز درباره سکوت طولانی مدتش گفت : «من از حضور سیاسی استعفا داده‌ام و دیگر نظری نمی‌دهم و کنار کشیده‌ام.»

 فاطمه رجبی درباره علت این استعفا سکوت کرده و می‌افزاید: من از انتخابات مجلس به این طرف مصاحبه ای با رسانه‌ها نداشتم. وی در پاسخ به این سؤال که آیا کلاً از عرصه سیاسی کنار کشیده‌اید یا نه؟ پاسخ می‌دهد:بله. ان‌شاءالله !

رجبی در پایان همان مصاحبه هم نمی‌تواند بغض و ناراحتی خود را از عدم حضورش در دولت پنهان کند و با فرار به جلو می‌افزاید که : «من که همیشه می‌گفتم وقتی از من به عنوان یک فعال سیاسی در رسانه‌ها یاد می‌کردند، خیلی بدم می‌آمد، من یک فعال سیاسی نبوده‌ام که بیایم در ستاد و دولت کسی کار کنم. هیچ گاه به این صورت نبوده است. فکر می‌کردم یک اندیشه ای دارم و این را ارائه می‌دادم و امروز نمی‌خواهم دیگر این اندیشه را نشر دهم. »

فاطمه رجبی زود آمد و زود رفت ! حالا شاید خانواده وی نفس راحتی بکشند تا دیگر شاهد انتقاد رسانه‌ها و از این خانواده به خاطر عملکرد دخترشان نباشد !

اما دست تقدیر در فضای کشور این‌گونه رقم خورده است که «بی فاطمه » نباشد ! درست در همان هفته ای که «فاطمه رجبی » از ما خداحافظی کرد و سکوت پیشه کرد و به خاطره‌ها پیوست فاطمه دیگری که سال‌هاست سکوت کرده بود لب به سخن گشود !

فاطمه هاشمی

فاطمه هاشمی رفسنجانی دختر اکبر هاشمی رفسنجانی است. او برخلاف دیگر اعضای خانواده خود زیاد اهل سیاست و مطرح شدن نبوده و بیشتر تا به امروز اهل فعالیت‌های خیریه بوده ، وی فعالیت خود را در سال ۱۳۷۳در بنیاد بیماری‌های خاص آغاز کرد و در سال ۱۳۷۷با تاسیس فدراسیون ورزشی بیماران خاص تحت نظر فدراسیون ورزش‌های همگانی قرار گرفت، وی در سال ۱۳۸۴نیز ریاست این فدراسیون را بر عهده گرفت و در تاریخ ۳۰مرداد ۱۳۸۸نیزاز این سمت استعفا کرد و دیگر برخلاف خواهر کوچک‌ترش فائزه چندان مطرح نبود تا اینکه در روزی که خواهرش فائزه به زندان رفته بود تا ۶ماه محکومیت قضایی خود را تحمل کند و برادرش نیز در راه زندان بود به یکباره انگار سخنگوی خانواده هاشمی شده است !

او این روزها مدام  با مطبوعات و رسانه‌ها گفتگو می‌کند، فاطمه هاشمی که در سالن ترانزیت فرودگاه   هنگام همراهی با برادرش مهدی در بازگشت از سفر نه چندان طولانی‌اش از لندن،میکروفن را بدست گرفت و گفتصادق لاریجانی و محسنی اژه‌ای نمی‌خواستند مهدی به کشور بیاید اما مهدی به ایران آمد چون مهدی پاک و سالم بود.»

او اکنون حتی در نقش منشی و مشاور پدر نیز ظاهر و برخی از ناگفته های پدر را نیز می‌گوید او حالا از محمود احمدی نژاد ، قوه قضائیه ، سیاست خارجی دولت و حتی از تحریم‌ها هم سخن می‌گوید  و ضمن انتقاد از سکوت  دبیر کل سازمان ملل متحد نسبت به تحریم دارویی بیماران خاص می‌گوید :« تحریم‌ها ظلم است و منتظر اقدام عملیاتی دبیر کل سازمان ملل در پایان دادن به این ظلم هستیم.»

فاطمه هاشمی ظاهراً حمله را به طرف مقابل آغاز کرده ، او خانواده خود را پاک و منزه می‌داند و اعتقاد دارد :« پروین احمدی‌نژاد آه در بساط نداشت اما ببینید الآن چگونه دارد زندگی می‌کند!»

اینکه فرق این فاطمه با آن فاطمه چیست شاید این باشد که رجبی با چاقو آمده بود تا سر ببرد و فاطمه ظاهراً با پنبه آمده است اما هر دو خشمگین و عصبانی‌اند ! حالا آیا این تب داغ فاطمه هاشمی هم زود عرق می‌کند و به سکوت می‌انجامد یا اینکه فاطمه هاشمی آمده است تا به استقبال انتخاباتی برود که به زودی کاندیداهایش مشخص می‌شود و این‌طور که گفته می‌شود اکبر هاشمی نیز قصد صحنه گردانی در آن دارد شاید فاطمه آمده تا جای خالی فائزه را برای پدر پر نماید !؟