پیام فضلی نژاد نامه ای نوشته و از فعالیت سه ساله خویش در اطلاعات موازی گفته نامه را در زیر می آورم, مردانگی ات را تحسین می کنم پیام !
بارها و بارها در این مجال الکترونیکی از پیام گفته ام و نوشته ام دلم گرفته بود از پیام و رفتنش اما حالا پیام برگشته برگشته به خانه اش به میان دوستانش . پیام دمت گرم و سرت خوش باد , خوش آمدی به جمع دوستان.
موضوع : انتشار کامل اطلاعات و دیده هایم از سه سال فعالیت در اطلاعات موازی – کمک انسان دوستانه

می دانم تصورت از من سیاه است ، اما من در این شرایط که تمام چشم ها به ایران دوخته شده تصمیم خودم را گرفته ام. تصمیم تاریخی زندگی ام را که بتوانم از عذاب وجدان چند ساله رها شوم.سه سال است که همکار اطلاعات موازی ام. می دانی که اسناد اطلاعات موازی را که در گویا منتشر شد من در اختیار نوری زاده و علی پیرحسین لو و…گذاشتم. قبل از عید ۱۳۸۳٫ اکنون تصمیم نهایی خودم را گرفته ام و هزینه اش را هم خواهم پرداخت.من کل ماجراهایی که از اطلاعات موازی و فرهنگ کشی های معاون اطلاعات و دادستان تهران می دانم را دارم می نویسم و آن را یکجا برایت می فرستم.
با خودم و خدایم عهد کرده ام که برای رهایی از این عذاب وجدان جانسوز و رهایی از سیاهی ای که تمام ذهن و روان و زندگی ام را گرفته ، تمام اطلاعات و نقشم را مکتوب و منتشر کنم.من گناهکارم ، اما می خواهم حالا که می خواهم برگردم و در برهه ای که هزینه اش گذاف است کمک کنید. کمک کنید تا به اسانی نتوانند صدایم را بکشند و نابودم کنند.من هم دارای حقوقی هستم ، اشتباهاتی کردم ، پشیمانم ، پشیمانم که جنس انسانی ام فاصله گرفتم و آلت دست رمضانی و مرتضوی شدم. می توانستم بیایم خارج و چنین کنم . اما می مانم برای آنکه اعتقاد دارم اینجا خیلی کارها می شود کرد. اگر محبوسم کنند نیز باز به عنوان کسی که خیلی چیز ها از روش ها و منش هاشان می دانم، بازهم هزینه هایی را بر آنها تحمیل می کنم.
چند روز پیش دیداری با روزبه میرابراهیمی داشتم. اینجا از تصمیم حمایت شده است. مجاب شده ام که بهترین پروسه زمانی برای افشای اطلاعات موازی و حتی حلالیت خواستن از آنهایی که گرفتارشان کردم اکنون است ، دولت جدید که آغاز به کار کند خیلی از روزنه ها نابود می شود و آن هنگام دیگر صدا به صدا نمی رسد و شاید همین گوشهای اکنون هم مشتری زبانها نباشند.اما صداقتم را و ندامتم را بپذیرید و کمک کنید. جوانی پویا و مستعد را مسخ و اطلاعاتی کردند و حالا هم که رهایی ام را می خواهم ، میخواهند آن را برابر نابودی کنند. هر کس در زندگی اشتباهاتی می کند ، اما وظیفه انسانی کمک به او برای یافتن دوباره جوهر انسانی است.من هیچ از شما غیر از کمک و حمایت انساندوستانه نمی خواهم. نگذارید صدایم را خاموش کنند.نگذارید بیش از این نابودم کنند. فقط بگذارید و حمایتم کنید تا به زندگی دوباره برگردم.
من مرده ام. وقتی نمی توانم بنویسم و سر بلند کنم و روی دوستانم را ببینم. من مرده ام ، وقتی نمی توانم رها بنویسم. کمکم کن امیر فرشاد .