همزمان با زمزمه هائی که برای دادن ریاست سازمان زندان های کشور به رییس زندان رجائی شهر کرج در محافل سیاسی به گوش می خورد. نظر محافل مدافع حقوق بشر به شرایط این زندان جلب شده، زندانی که در سال ها اخیر توانسته خود را از چشم ها پنهان دارد و با سخت گیری های خود مانع از آن شود که اخبار و اطلاعات درباره آن به خارج درز کند.دو هفته پیش، در حالی که خبر از اعتصاب غذا و شورش زندانیان سیاسی زندان رجائی شهر پخش شده بود و خانواده های زندانیان حاضر در آن زندان نگران شده و هر نوع ارتباط و ملاقات آن ها قطع شده بود، یک نیروی ویژه مامور اداره این زندان شد و از آن پس هیچ گونه خبری درباره این زندان مخابره نشده است. در همین حال گزارش خانم لوس بانین دبیر دوم سابق سفارت هلند در ایران [ که برای نخستین بار متن اصلی آن در شماره روز چهارشنبه “روز” منتشر شد] نور تازه ای به این زندان انداخته و نهادهای حقوق بشری جهانی را متوجه این زندان کرده است.خانم بانین گزارش خود را با اشاره به وضعیت اکبر گنجی آغاز کرده و نوشته این روزنامه نگار و محقق مشهور در حال جدال با مرگ است. او در سی و ششمین روز از اعتصاب غذای خود از سلول خود در زندان اوین به بیمارستانی در تهران انتقال داده شد. اعتصاب غذا نه تنها اعتراض وی را به بازداشت غیرقانونی او و دیگرزندانیان سیاسی نشان می دهد، بلکه از مخالفت وی با قدرت مطلقه حکایت می کند. اعتصاب غذای گنجی فریاداعتراضی است تا توجه دنیا را به نقض مداوم ضروری ترین اصول حقوق بشر و سرنوشت شمار زیادی از زندانیان سیاسی در ایران جلب کند.بیایید با روشن کردن هویت و سرنوشت چند تن از آنها، به گنجی کمک کنیم.از جمله زندانیان سیاسی رجائی شهر کرج. زندانی که برای پنهان کردن زندانیان سیاسی به کار گرفته می‌شود. رفتن به کرج تنبیه سختی محسوب می‌شود. وقتی کسی پایش به آنجا برسد، از انسان بودن ساقط می شود و حتی با وجود فعالان حقوق بشر و مطبوعات هم از انظار عمومی پنهان می ماند. زندانیان سیاسی رجایی شهر مجبورند با جنایتکاران خطرناکی چون قاتلان، تجاوز کنندگان به عنف و معتادین هم سلول باشند که در حمله وهجوم به هم سلولی‌های خود تردید نمی‌کنند. آنها هیچ چیزی ندارند که از دست بدهند: بیشتر آنها به نوعی محکوم به مرگ هستند. “مرگهای مرموز”، اتفاقی عادی در زندان رجایی شهر به شمار می رود.