بعد از گذشت شش سال از خروج علیرضا عسگری معاون آماد و پشتیبانی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهایی مسلح در دولت خاتمی، حالا معاونت تبلیغات و امور بینالملل وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح تحت عنوان «یار غریب» برای او مراسم نکوداشت برگزار نموده است و سردار حسین دقیقی معاونت این وزارتخانه دبیر این مراسم بوده است. از جمله افرادی که در این نشست شرکت کردهاند میشود به علی شمخانی وزیر سابق دفاع و احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی اشاره کرد.
اما علیرضا عسگری که بود؟
عسگری از جمله معدود سرداران و پاسدارانی بود که با توجه به گرایش چپ مذهبی که داشته توانسته بود دست کم تا دهه هفتاد در بدنه سپاه پاسداران باقی بماند! وی در پیش از انقلاب در یک گروه سیاسی مسلح به نام «گروه توحیدی صف» بر علیه نظام پهلوی مبارزه مینمود که در بعد از پیروزی انقلاب اسلامی این سازمان به همراه چندین گروه و سازمان سیاسی دیگر «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» را پایه گذاری نمودند، اعضای سازمان مجاهدین انقلاب در کمیتههای انقلاب حضور فعالی داشتند و در تشکیل سپاه پاسداران نقش محوری را ایفا کردند مجاهدین انقلاب هم به طور مستقل و هم در قالب سپاه در خاموشی تحرکات واگرایانه و سرکوب نیروهای استقلالطلب در کردستان و سیستان و بلوچستان نقش آفرینی داشت. به طوری که در دوران جنگ کردستان هم فرمانده سپاه پاسداران در غرب کشور محمد بروجردی و هم فرمانده ارتش در غرب کشور علی صیاد شیرازی از اعضای این سازمان بودند. در همین برهه مجدداً تعدادی از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی «سازمان پیشمرگان مسلمان کرد » را با استفاده از امکانات سپاه ایجاد نمودند و علیرضا عسگری در کنار محمد بروجردی و احمد رضا رادان و احمدی مقدم در کردستان مشغول به فعالیت مسلحانه بر ضد اکراد معاند انقلاب اسلامی گردیدند.
با شروع جنگ ایران و عراق علیرضا عسگری ضمن آنکه مدتی فرمانده جنگ در محور غرب کشور بود قرارگاه حمزه سیدالشهدا را در سنندج راه اندازی نمود وی پس از فتح خرمشهر به جنوب رفت و مدتی نیز در قرارگاههای نصر و کربلا فعالیت نمود تا آنکه به همراه تعدادی از رزمندگان و فرماندهان ارشد سپاه همچون احمد متوسلیان به سوریه و لبنان رفت تا در قالب مجموعه اولیه سپاه لبنان که بعدها به نام نیروی قدس سپاه مشهور شد با کمک شیعیان جنوب لبنان «حزب الله لبنان» را پایه گذاری نمایند.
علیرضا عسگری که اکنون یکی از فرماندهان ارشد نیروی قدس شناخته میشد در زمان فرماندهی احمد وحیدی (وزیر دفاع فعلی) بر نیروی قدس سپاه تا سال ۱۳۷۰ در حوزه لبنان فعالیت مینمود پس از آن نیز طی سالهای ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۳ در نیروی قدس سپاه فرماندهی یگان القادمون (ستاد مسئول حوزه بالکان) را بر عهده داشت، با شروع فرماندهی قاسم سلیمانی در نیروی قدس وی به خاطر اختلافاتی که با وی داشت از نیروی قدس به ستاد مشترک سپاه آمده و تا پایان سال ۱۳۷۶ در اداره طرح و تجهیزات ستاد مشترک به عنوان مسئول مدیریت خرید خارجی فعالیت مینماید، در این زمان وی با ایجاد دهها شرکت و نهادهای اقتصادی پوششی در داخل کشور و همچنین کشورهای حاشیه خلیج فارس و مالزی و سوئد به تأمین نیازمندیهای نظامی سپاه مشغول میگردد، با منصوب شدن علی شمخانی در دولت خاتمی وی نیز به وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح میرود و معاون آماد و پشتیبانی نیروهای مسلح آن وزارت خانه میگردد، با توجه به تجارب عسگری اصلیترین وظیفه و مأموریت نامبرده تأمین امکانات و تجهیزات توان موشکی و هوایی نظامی کشور بوده است که از آن جمله میتوان به سفر وی در سال ۱۳۷۹ به سوئد اشاره کرد که طی توافقی که با ساپو (سازمان امنیت سوئد) انجام شده بود به همراه هیاتی برای خرید رادارهای فلدرماوس که به جهت تأمین قدرت موشکی و ضد هوایی نیروهای مسلح کشور بوده عازم آن کشور شده بود که اخبار حضور وی به همراه عکسهایی از جلسات و دیدارهای وی سر از مطبوعات کشور سوئد درآورد که واکنش هر دو کشور را دنبال داشت و اعلام شد صرفاً این دیدار و اعزام هیات نظامی ایران دیداری دوستانه بوده است.
بر خلاف آنچه که رسانه های جمهوری اسلامی اکنون منتشر مینمایند که وی در سال ۱۳۸۱ بازنشسته گردیده و دیگر فعالیتی نداشته است (خبری که هم راست میباشد و هم دروغ!) وی در خرداد ۱۳۸۱ از سپاه و وزارت دفاع خارج میگردد و به همراه تعداد دیگری از فرماندهان سپاه و کارشناسان وزارت دفاع «شرکت کالا الکتریک» را راه اندازی مینماید تا از طریق بخش خصوصی پیگیر تکنولوژی هسته ای و موشکی ایران گردد، و به عنوان مشاور فنی در این شرکت فعالیت مینماید.
علیرضا عسگری تا سال ۱۳۸۳ در این شرکت فعالیت مینماید، در همین سال وی که در کنار فعالیتهای نظامی و پوششی خود در چند شرکت تجاری دیگر نیز از جمله پرشین بلاگ سرمایه گزاری و فعالیت مینمود دچار اختلافاتی با سپاه پاسداران و نهادهای امنیتی بر سر دخالتهای آنان میگردد و از شرکت کالا الکتریک استعفا میدهد، که متعاقب آن نیز بازداشت میگردد و ۱۸ ماه در بازداشت سپاه پاسداران در بازداشتگاه های ۵۹ و ۶۶ سپاه پاسداران به سر میبرد و نهایتاً در خرداد ۱۳۸۵ آزاد میگردد.
شش ماه پس از آزاد شدنش وی که همچنان از اخذ پاسپورت محروم بوده است به بهانه زیارت حضرت زینب پاسپورت زیارتی اخذ میکند و از ایران خارج میگردد و ابتدا به سوریه رفته و پس از آن به صورت قاچاق عازم ترکیه میگردد و در ترکیه از طریق سازمان ملل و دفتر آی سیام سی با مساعدت سفارت آمریکا تقاضای پناهندگی میدهد و از ترکیه خارج میگردد.
حالا در ششمین سالگرد خروج او از ایران برای اولین بار احمدی مقدم که از دوستان وی بوده است لب به افشاگری و گلایه وا نموده و بخشی از ظلم و جفایی که به علیرضا عسگری شده است را بیان می نماید : «در زمان بازداشت عسگری نزد آقای ناطق نوری بازرسی ویژه مقام معظم رهبری رفتم. در آن زمان حدود ۱۵ ماه از بازداشت علیرضا میگذشت و من گفتم انصاف نیست او این مدت در بازداشت باشد زیرا قرار مجرمیت صادر نشده بود که ایشان گفت من خودم پیگیر ماجرا هستم. آقای ناطق نوری همچنین گفت این همه آدم خیانت کردند و راست راست میگردند، حالا این حاج رضا که هزاران خدمت کرده اگر فرضاً خطایی هم کرده باشد، نباید خدماتش نادیده گرفته شود… انصافاً آقای ناطق نوری، شمخانی، رحیمی و دیگر دوستان پیگیر ماجرا بودند و بعدها هم شاهد بودیم هیچ کدام از اتهامات حاج رضا اثبات نشد!»
احمدی مقدم در این سخنان که بسیار سعی داشته تا پناهندگی وی را کتمان نماید و ابراز می دارد فردی که به او تهمت پناهندگی زد عاقبت به خیر نشد ! (که امیدوارم از آنجا که من اولین نفری بودم که خبر پناهندگی عسگری را مطرح کردم ، منظور ایشان من نباشم چراکه تا کنون عاقبتم به خیر شده است!) ، دچار تناقض در اظهاراتش میگردد چرا که در ادامه در آن جایی که قصد داشته تا سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و اعضایش را مورد اتهام قرار دهد عنوان می کند : «علیرضا عسگری یک روز قبل از سفر به سوریه به دفتر من آمد و خیلی خوشحال بود. او گفت شاید دیگر همدیگر را نبینیم. من آمدهام اینجا تا حرفهایی را به شما بزنم که بعداً آن را پیگیری کنید. علیرضا عسگری به یک مناسبتی به همراه فردی با یک گروه سیاسی نشستی داشت و وقتی نزد من آمد، گفت این افراد نیت شومی دارند که باید بعداً آن را به دیگران منتقل کنیم. حال کسی که یک روز قبل از سفر بیاید و اطلاعات دقیقی از خیانت یک گروه بدهد چه طور میتواند پناهنده شود؟» اما احمدی مقدم اشاره نمینماید که چرا علیرضا عسگری که قصد پناهندگی نداشته است و مصمم به بازگشت بوده است باید عنوان کند که «شاید دیگر همدیگر را نبینیم»!
و اصلاً چرا باید «فرمانده نیروی انتظامی» یک کشور از خیانت یک گروه اطلاع داشته باشد و تا به امروز هیچ اقدامی در مورد آن انجام نداده باشد؟ حال بماند که ضابط دستگاه قضایی یعنی رییس پلیس کشور میگوید علیرضا عسگری ۱۸ ماه بازداشت شده و به او ظلم شده!
اما عسگری اکنون کجاست؟
بر خلاف تمام آنچه که دستگاههای تبلیغاتی و امنیتی جمهوری اسلامی اعلام می کنند او نه در زندان و اسارت است و نه زیر شکنجه که اگر این چنین بود او هیچگاه در دیوان بینالمللی دادگستری (دادگاه لاهه) حضور پیدا نمی نکرد تا درباره عملیات تروریستی انفجار خودرو رفیق حریری سخن بگوید .
جمهوری اسلامی که از ریزش نیروهای وفادار به خود هراسان است همواره در طی این شش سال سعی در وارونه جلوه دادن این حقیقت دارد که عسگری در زندانهای اسرائیل است این در حالی است که در طی همین شش سال جمهوری اسلامی دست کم دو بار اقدامی عملی برای سوء قصد به جان علیرضا عسگری انجام داده است که امیدوارم روزی موانع موجود برداشته شود تا نسبت به بیان آنها مطلعین و یا خود علیرضا عسگری اقدام نمایند، عسگری اکنون آزادانه در کشور اسرائیل زندگی مینماید و در تنها کشوری است که جمهوری اسلامی امکان دست اندازی به آن ندارد و محافظت میشود و این همه آن رنجی است که جمهوری اسلامی میبرد!
در همین رابطه :
گزارش روزنامه حریت ترکیه در مورد خروج عسگری از ترکیه با پرونده پناهندگی
امتناع ترکیه از استرداد به ایران به خاطر کمک به خروج علیرضا عسگری از ترکیه

