حمید رسایی، نماینده تندروی مجلس و مدافع بیچون و چرای احمدی نژاد پس از سخنرانی واکنش برانگیزش که منجر به نگارش نامه هاشمی و پخش گوشه های از آن در صحن علنی مجلس شد مجدداً نطقی داشته و از به شهادت رسیدن ۲۳تن از افرادی صحبت کرده که به قول وی : «اکثریت قریب به اتفاقشان بسیجی بوده و با اسلحهای که کالیبر آن متعلق به سلاحهای رسمی کشور نیست، به شهادت رسیدند». او قاتل این شهدا را موسوی و کروبی دانسته! و اعلام کرده : «خون این شهدا به گردن رئوس فتنه است.»
بسیاری از افرادی را که رسایی به عنوان «شهدای جنگ نرم هشت ماهه» نام برده است در طی این سه سال بارها و بارها نامشان را سایتها و رسانه های طرفدار حکومت به عنوان «شهدای فتنه» نام برده است اما از میان این نامها بسیاری بودهاند که یا از افراد عادی بودهاند که در خلال این اعتراضات به ضرب گلوله کشتهاند و یا اصولاً خود از معترضین به انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸بودهاند!
به دنبال سرکوب خونین معترضین به انتخابات که با کشته و زخمی شدن بسیاری از شهروندان همراه بود اولین بار در ۱۳شهریور ۱۳۸۸ وب سایت نوروز، ارگان جبهه مشارکت ایران اسلامی، اقدام به انتشار اسامی کشتهشدگان معترض نمود که تا آن زمان که توسط «کمیته پیگیری وضعیت زندانیان و آسیبدیدگان» اعتراضهای پس از انتخابات تهیه شده بود. این کمیته که از سوی میرحسین موسوی و مهدی کروبی در جریان سرکوبها تشکیل گردیده بود فهرستی ۷۲ نفره از کشته و زخمی شدگان در سراسر کشور منتشر کرد.
در همان ایام محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، اظهارات جنجال برانگیزی داشت که عنوان کرده بود : «۲۹نفر در جریان فتنه کشته شدهاند که از این شمار ۲۰نفر بسیجی یا افراد مرتبط با بسیج بودهاند» و تنها نفر ۹از معترضان کشته شدهاند.
حالا باز حمید رسایی، در روز چهارشنبه ۶دی ماه در مجلس، از افرادی همچون : «سرور برومند چو کامی و دخترش فاطمه رجب پور چو کامی، بهمن جنابی، میثم عبادی، ناصر امیر نژاد، مسعود خسروی دوست محمدی، مصطفی غنیان، یعقوب بروایه، علی فتح علیان، رامین رمضانی، حسین طوفان پور، سعید عباسی، محرم چگینی قشلاقی، علیرضا افتخاری خاتونی، حمید حسین بیگ عراقی، عباس دیسناد» نام برده است که بسیاری از این افراد کسانی بودهاند که در فهرست ۷۲ نفرهکمیته مرتبط با میرحسین موسوی و مهدی کروبی به عنوان کشتهشدگان معترض نام برده شدهاند.
با نگاهی دقیقتر به افراد نامبرده شده تنها یک عضو بسیج و طرفدار حکومت را میتوان در آنها یافت : «حسین غلام کبیری» فردی که عضو بسیج بوده و در روز ۲۵خرداد (روز راهپیمایی عمده معترضان پس از انتخابات) کشته شده است اما مرگ وی به هیچ وجه بر اساس آنچه که خود رسانه های طرفدار حکومت منتشر کردهاند به اعتراضات ربطی نداشته است، ماجرای مرگ غلام کبیری بر اساس اظهارات متهم به قتل وی که در روزنامه کیهان نیز منتشر شده است از این قرار است که توسط یک خودروی پراید به زیر گرفته میشود و راننده پس از تصادف از محل متواری میگردد که در بعد از بازداشت در دادگاه اقرار مینماید که : «من تنها اشتباهی که کردم این بود که بدون گواهینامه رانندگی کردم و کسی را هم نکشتم.» گفتنی است که متهم مذکور نیز در آذرماه ۱۳۹۰، در دادگاه کیفری استان تهران تبرئه شد .
بعد از این تنها عضو بسیج کشته شده که بر اساس تمامی شواهد موجود که در یک سانحه رانندگی جانش را از دست داده است، حمید رسایی از محمدحسین فیض به عنوان یکی دیگر از اعضای بسیج نام میبرد که در روز ۳۰خرداد «به علت اصابت گلوله به پشت سرش» کشته شده است، پدر محمد حسین فیض بعد از اعلام خبر کشته شدن فرزندش با روزنامه کیهان مصاحبه ای انجام داد و فرزندش را «بسیجی» معرفی کرد و از میرحسین موسوی به عنوان قاتل فرزندش یاد کرد و اعلام نمود که از موسوی در دادگاه جنایی تهران شکایت کرده است این در حالی بود که چند روز پس از این مصاحبه یکی از اعضای خانواده محمدحسین فیض در مصاحبه با وب سایت روز، او را معترض به نتایج انتخابات معرفی کرد و دیدگاهش را متفاوت با پدرش بر شمرد و آن مصاحبه را دیکته شده توسط نیروهای امنیتی به پدرش عنوان نمود.
رسایی همچنین از شهید دیگری نام میبرد به نام «داوود سبزی» این نام جدید است و تا به حال کسی از آن یاد نکرده است و به احتمال زیاد منظور وی داوود صدری است، صدری کسی است که در روز ۲۵خرداد ۸۸ «با شلیک از بام پایگاه بسیج مقداد» در میدان جمهوری تهران مجروح شده و در بیمارستان جان میسپارد، آقای علی جمالی، عضو شورای مرکزی سازمان دانش آموختگان ایران و از بستگان نزدیک داوود صدری، درباره ماجرای منجر به قتل وی اظهارمی دارد که : «برای الله اکبر گفتن به پشت بام رفته بوده که در آنجا مورد اصابت تیر قرار میگیرد و در راه انتقال به بیمارستان و یا در بیمارستان فوت مینماید.» وی اضافه نموده است که جنازه آقای صدری «پس از ۵روز پیگیری شبانه روزی به خانواده او تحویل داده شد و تحت تدابیر امنیتی به خاک سپرده شد او در روز ۲۵خرداد به شهادت رسیده بود اما در کمال تعجب گواهی فوت صادر شده برای وی تاریخ ۳۱خرداد داشته است.»
پدر داوود صدری نیز به وب سایت روز گفته است: «رسانه های جمهوری اسلامی نوشتهاند پسرم عضو بسیج بوده است، این دروغ محض است و او» یک کارمند معمولی بوده ما روزی که برای تحویل پیکر داوود رفتیم بالاجبار از ما تعهد گرفتند و ما نیز نوشتیم که از میرحسین موسوی شکایت داریم یعنی در اصل برای گرفتن پیکر پسرم مجبور شدیم تا تعهد بدهیم.
دیگر افراد مورد اشاره آقای رسایی در مجلس نیز وضعیت مشابهی دارند و هیچ دلیل و مدرکی نه تنها دال بر اینکه آنها از هواداران حکومت بودهاند و یا از سوی معترضین به انتخابات کشته شدهاند وجود ندارد بلکه بر اساس شواهد و دلایل متعدد همگی آنها یا از معترضان به نتیجه انتخابات مهندسی شده سال ۱۳۸۸و یا اینکه از افراد عادی جامعه بودهاند که توسط نیروهای امنیتی و یا شبه نظامی و انتظامی کشته شدهاند، به عنوان مثال در لیست رسایی از کاوه (سجاد) سبزعلیپور نام برده شده است که وی در روز ۳۰خرداد ۱۳۸۸ و با شلیک مستقیم گلوله به چشمانش کشته شده است، پس از انتشار اخبار مربوط به فوت وی رسانه های طرفدار جمهوری اسلامی به نقل از پدر وی اعلام کردند که وی از میرحسین موسوی و مهدی کروبی به خاطر کشته شدن پسرش شکایت کرده است اما کمی بعدتر خبرنگار سایت جرس هنگامی که چند و چون ماجرا را از وی پرسیده وی اظهار داشت که : «دادستانی از ما خواست تا شکایت کنیم و ما هم از قاتل یا قاتلان فرزندمان شکایت کردیم نه از فرد خاصی.»
در ادامه این لیست متناقض رسایی از فاطمه سمسار پور نیز به عنوان یکی از خواهران عضو بسیج نام میبرد، کسی که در روز ۳۰خرداد ۱۳۸۸در مقابل خانهاش در نزدیکی میدان آزادی به ضرب گلوله کشته شده است، در حالی رسایی سمسار پور را خواهر بسیجی عنوان میکند که دو سال پیش همسر وی در مصاحبه با بی بی سی فارسی گفته بود که : «همسر من نه موافق بود و نه مخالف! وی فقط در کنار در خانه ایستاده بود و جمعیت را تماشا میکرد!» وی همچنین به وب سایت روز اعلام کرده : «حکومت، اجازه برگزاری مراسم ترحیم او را در تهران نداد و به ما فقط اجازه برپایی یک مراسم در شهرستان زادگاه فاطمه در شمال ایران را دادند.»
دیگر افراد این لیست نیز یا شناخته شده نیستند و اصلاً بر سر وجود داشتن آنها شک و شبهه های فراوانی وارد است و یا هر کدام از آنها بعدها بازماندگانشان نکاتی را اعلام کردند که یا از عضویت در بسیج و طرفداری از حکومت برائت جستهاند و یا از معترضان انتخابات بودهاند و یا به اجبار دادستانی و یا نیروهای امنیتی مجبور به شکایت از سران جنبش سبز شدهاند، نکته ای که در همه این موارد مشترک است گروکشی دستگاههای امنیتی از جنازه های کشته شدگان است به نحوی که در قبال تحویل اجساد خانواده های آنها را به شکایت و یا مصاحبه و موضع گیری بر علیه موسوی و کروبی مجبور کردهاند.
به عنوان مثال رسایی از سجاد قائد رحمتی به عنوان یکی از شهدای مظلومی نام برده است که برای «مقابله با هتک حرمت خانه خدا» به شهادت رسیده و «خونش به گردن رئوس فتنه است. » اما در فیلمی که از لحظه به شهادت رسیدن وی در شبکه های اجتماعی منتشر شده است دیده میشود که وی و بسیاری از همراهان وی از سوی افراد پایگاه بسیج لولاگر مورد هدف تیر مستقیم قرار گرفتهاند.
این نماینده حامی احمدی نژاد در ادامه دروغ گویی هایش از حسام حنیفه نیز به عنوان یکی دیگر از شهدای فتنه نام میبرد، حسام حنیفه روز ۲۵خرداد در مقابل پایگاه بسیج مقداد و در حالی که نیروهای بسیج اقدام به شلیک تیر و گاز اشک آور نموده بودند کشته شده است، فردای روز کشته شدن وی خبرگزاری فارس مدعی شد که: «خانواده حسام حنیفه از میرحسین موسوی شکایت کردهاند» خبری که به سرعت از سوی خانواده حنیفه تکذیب شد و آنها در مصاحبه با خبرنگار روز گفتند که : «صرفاً خواستار معرفی قاتل فرزندشان شدهاند.» مادر حسام حنیفه اعلام کرد که در روز تحویل پیکر فرزندش در پزشکی قانونی کهریزک فردی که خود را افسر آگاهی معرفی کرده بود به وی گفته : «فرزندشان اتفاقی گلوله خورده و در راهپیمایی نبوده است.»
اینکه چه شده است که رسایی بعد از گذشت سه سال مجدداً از تریبون مجلس دروغهای حکومتی را تکرار کرده است را البته باید در دو چیز یافت؛ نخست اینکه با قرائت نامه هاشمی رفسنجانی و همچنین اعلام کیفرخواست دادگاه ویژه روحانیت وی به فرافکنی روی آورده و در صدد تهییج افکار مدافعان حکومت به نفع خویش است و یا اینکه او این روزها فقط «مأمور است» به هوچی گری و تشویش اذهان عمومی!
