نمی خواهم
اهانتی بکنم ، نمی خواهم حرف بدی بزنم ، نمی خواهم فحش بدهم ! اما راست راستش را
بخواهید بعضی وقتها زیاد از فحش بدم نمی آید شاید آخرینش چند ماه پیش بود ، وقتی
که فیلم عباس کارگر جاوید را در یوتیوب دیدم ، همانی که ندا آقا سلطان را به ضرب
کلت کمری اش کشت و مردم بی دفاع فقط او را با دست نشان می دادند و تنها کاری که می
توانستند بکنند فحش دادن بود !

آنروز وقتی آن
فحش های ناموسی را می شنیدم با خودم گفتم نه این فحشها هم کمش هست ، همین چند روز
پیش که باز فیلم عزاداری محمد مختاری آن نوجوان معصوم و دوست داشتنی را می دیدیم
که در محله شان برای عاشورا مثل خیلی های دیگر از هم سن و سالانش در دسته های
عزاداری بود باز مانده بودم که چه بگویم به قاتلان این گل معصوم ؟