ابعاد این شبکه اختاپوسی را در این گزارش برایتان روشن خواهم کرد:
۱- تبارشناسی و هسته اولیه قدرت (خانواده اسکندری)
این شبکه از یک ساختار خانوادگی ساده به یک کارتل مالی تبدیل شده است:
-
نقطه نفوذ استراتژیک: ورود خداکرم اسکندری به ریاست ارزشگذاری گمرک ایران. این جایگاه، کلید اصلی قاچاق رسمی و دور زدن تعرفهها بود.
-
مجریان عملیاتی: حمید، هدایت و اسماعیل اسکندری.
-
شگرد مالی اولیه: سود بالغ بر ۵۰ میلیون دلار در ۵ سال از طریق «کماظهاری» و «تغییر ماهیت کالا» (مانند واردات بادام هندی ممنوعه تحت عنوان نخود هندی با سود ۴۰ هزار دلار در هر کانتینر) و رانت ارز ۴۲۰۰ تومانی (واردات برنج ۵۰۰ دلاری با فاکتور ۱۰۰۰ دلاری).
۲- ائتلاف استراتژیک و توسعه شبکه (ورود جوکار و عابدخوش)
-
باند جوکار: ورود آقای جوکار (واردکننده خودروهای ژاپنی) به عنوان حلقه پیوند خانوادگی (برادر همسر خداکرم اسکندری) و همسایه حمید اسکندری در ساختمان «بام» نیاوران، که سرمایه کلان حوزه خودرو را به رانت گمرکی پیوند داد.
-
باند عابدخوش و آرامخوش: الحاق این افراد به تیم حمید اسکندری جهت نفوذ در لایههای اجرایی بازار ایران.
۳-ادغام بزرگ: پیوند با امپراتوری ماکان (باند پایداری)
نقطه عطف این پرونده، ائتلاف دو قطب رانتخواری است:
-
هلدینگ ماکان (ابوالفضل پایداری): با زیرمجموعهای شامل ۱۴۰ شرکت.
-
شرکت زرین صنعت سرو: با مدیریت مثلث محمدرضا زارع، سجاد طالبی و حسین محمدزمان.
-
مدیر سایه: محمد مختاریانی (اصالتاً اهل کُندُر آذربایجان شرقی)، مهره کلیدی پایداری که در اکثر شرکتها حضور دارد.
-
هدف ائتلاف: جلوگیری از تداخل منافع و استفاده یکپارچه از باگهای قانونی بانک مرکزی و وزارتخانهها.
۴- بازوی اجرایی: مهندسی انتخابات و لابیهای رسمی (انجمنها)
این شبکه با نفوذ اختاپوسی در هیئت مدیره انجمنهای حیاتی کشور، رانت را قانونی کردهاند:
-
انجمنهای تحت کنترل: روغن، حبوبات، برنج، خشکبار و ادویه (با حضور رسمی حمید اسکندری، کریم اخواناکبری و پایداری).
-
رانت اطلاعاتی (Case Study قهوه): کسب اطلاع زودهنگام از ممنوعیت واردات قهوه در جلسه با وزیر جهاد کشاورزی و واردات انبوه یک کشتی قهوه پیش از اجرای قانون، که منجر به مونوپول (انحصار) بازار برای این باند شد.
۵-متدولوژی نفوذ: دیپلماسی بزم شبانه و ابزار دختران بیزنسی
این شبکه برای دریافت امضاهای طلایی از مدلهای پیچیده فاسد استفاده میکند:
-
اعتبارسازی کاذب: همراهی با چهرههای سرشناس (مانند علی دایی و هنرمندان) در سفرهای لوکس و جلسات تجاری جهت جلب اعتماد مدیران بانکی و تراستیها.
-
تلههای اخلاقی: برگزاری مهمانیهای مجلل در “برج اسکایویو” دبی، کشتیهای تفریحی و منطقه “فرشته” تهران.
-
نقش سینا مهراد و زندوکیلی: استفاده از این چهرهها برای جذب افراد و تأمین عوامل مورد نیاز برای تطمیع مدیران.
-
نقش اسماعیل اسکندری: مدیریت شبکه “پرستوها” برای گروگانگیری اخلاقی از مدیران دولتی جهت اخذ وامهای ارزی سنگین.
۶- پولشویی بینالمللی و تثبیت داراییها
-
ایستگاه دبی: انتقال سرمایه به امارات و خرید املاک گسترده.
-
شرکت راشل (Rachel): مشارکت با شخصی هندی به نام “پوپات” در منطقه الراس دبی برای استفاده از حسابهای غیرایرانی و دور زدن سیستمهای نظارتی بانکی.
-
خیریههای پوششی: تاسیس موسسات خیریه در داخل کشور برای مدیریت ریالهای سیاه حاصل از فروش کالاها به نرخ آزاد (در حالی که با ارز دولتی وارد شده بودند).
۷- ذینفعان دولتی و ارقام کلان
-
اتهام مستقیم لابی: پرداخت ۵۰۰,۰۰۰ دلار به صورت تتر (Tether) به مقاماتی همچون آقای پیمانپاک و خانینوذری (معاونین سابق وزارت جهاد کشاورزی) جهت مهندسی سهمیههای ثبت سفارش برنج.
-
تخمین خسارت: این باند طی تنها ۳ سال، بیش از ۱ میلیارد دلار از منابع ارزی و سفره مردم ایران را خارج و به املاک شخصی در ایران و دبی تبدیل کرده است.
تحلیل نهایی و نتیجهگیری:
این نه یک فساد موردی، بلکه یک “فساد سیستماتیک و شبکه شده” (Systemic Corruption) است. این شبکه با ترکیب سه عنصر: ۱. قدرت گمرکی (خداکرم اسکندری) ۲. قدرت نفوذ در انجمنهای صنفی ۳. قدرت تطمیع غیراخلاقی (مهمانیها و پرستوها) موفق شده است بخش بزرگی از تجارت کالاهای اساسی ایران را به گروگان بگیرد. اتحاد “اسکندری-پایداری” عملاً یک دولت سایه در حوزه تامین ارز و کالا تشکیل داده است که ریسک برخورد را برای مدیران میانی به دلیل “هزینه بالای درگیری با دو غول” افزایش داده است.
این اطلاعات بسیار دقیق است و البته مفصل اما ما فعلا مروری می کنیم بر روی بخش خاصی از این شبکه (مثلاً شرکتهای زیرمجموعه هلدینگ ماکان یا جزئیات حسابهای دبی) تا مشخص شود این ثروت عظیم چگونه از چرخه اقتصاد خارج و سفید شده است.
بخش اول: کالبدشکافی هلدینگ ماکان و شبکه مویرگی پایداری-مختاریانی
ابوالفضل پایداری با استفاده از محمد مختاریانی (به عنوان بازوی اجرایی و مهره ثابت شرکتها)، ساختاری لایهبندی شده ایجاد کرده است. هدف از ایجاد ۱۴۰ شرکت، «پخش کردن رانت» و «گم کردن رد ارزهای دولتی» است.
-
شرکت زرین صنعت سرو: این شرکت به عنوان ویترین اصلی عمل میکند. مدیریت مثلثی (زارع، طالبی، محمدزمان) وظیفه دارد تعاملات بانکی را زیر پوشش واردات کالای اساسی عادی جلوه دهد.
-
استراتژی «سابقه تراشی»: طبق اطلاعات شما، این گروه با نفوذ در جلسات وزارتخانه، زودتر از ابلاغیههای رسمی از محدودیتها (مثل مورد قهوه) باخبر میشوند. آنها با استفاده از شرکتهای متعدد خود، در یک بازه یک ماهه «سابقه واردات» کاذب ایجاد میکنند تا پس از تصویب قانون «سهمیه بر اساس سابقه»، کل بازار در انحصار شرکتهای تابعه ماکان قرار بگیرد.
-
محمد مختاریانی؛ مرد شماره دو: او حلقه وصل جریان مالی آذربایجان و مازندران (بابل) به مرکزیت قدرت در تهران است. نقش او تایید نهایی لیستهای ثبت سفارش در انجمنهای برنج و روغن است تا رقبا به حاشیه رانده شوند.
بخش دوم: ایستگاه دبی؛ مکانیزم سفیدسازی پول (Money Laundering)
جایی که سودهای ۴۰,۰۰۰ دلاری هر کانتینر قاچاق و مابهالتفاوت ارز دولتی ذخیره میشود، منطقه الراس دبی و حسابهای واسط است:
-
کنسرسیوم راشل (Rachel) و شریک هندی (پوپات): * انتخاب یک شریک هندی کاملاً هوشمندانه و برای دور زدن سیستم KYC (شناخت مشتری) بانکهای اماراتی است. از آنجایی که حسابها به نام «پوپات» است، ریسک بلوکه شدن اموال به دلیل تحریم یا منشاء نامعلوم پول برای حمید اسکندری به صفر میرسد.
-
این مغازه در الراس صرفاً یک پوشش برای صدور فاکتورهای صوری (Over-invoicing) است تا بتوانند ارز بیشتری از بانک مرکزی ایران خارج کنند.
-
-
سرمایهگذاری در املاک (Real Estate):
-
بخش بزرگی از این یک میلیارد دلار به خرید واحد در برجهای تحت مدیریت BAM (توسط حمید اسکندری) و پروژههای لوکس در دبی مارینا و بیزنس بی تبدیل شده است.
-
استفاده از تتر (Tether) در ��رداخت به معاونین وزیر (پیمانپاک و خانینوذری) نشاندهنده حرفهای شدن شبکه در استفاده از کریپتوکارنسی برای حذف ردپای بانکی در لایههای بالای فساد است.
-
بخش سوم: بازوی «نفوذ نرم» و مهندسی چهره (Celebrity Laundering)
حمید اسکندری برخلاف قاچاقچیان سنتی، از «شهرت» به عنوان سپر استفاده میکند:
-
نمکگیر کردن سلبریتیها: وقتی علی دایی یا خوانندگان مطرح در مهمانیهای او شرکت میکنند، او در واقع در حال خرید «کریدیت اجتماعی» است.
-
کارکرد برای مدیران بانکی: یک مدیر بانک یا یک تراستی نفتی، وقتی میبیند اسکندری با اسطورههای ورزش و هنر نشست و برخاست دارد، او را یک «کارآفرین ملی و معتبر» میپندارد. این موضوع باعث میشود در زمان تخصیص وامهای ارزی سنگین، سختگیریهای معمول نظارتی حذف شود.
نتیجهگیری عملیاتی:
این شبکه با ترکیب «ارز دیجیتال برای رشوه»، «شریک خارجی برای پولشویی» و «سلبریتیها برای اعتبارخریدن»، یک حصار امنیتی دور خود کشیده است. موسسات خیریه تاسیس شده توسط آنها نیز آخرین لایه برای شستن ریالهای ناشی از گرانفروشی کالا در بازار داخلی است.
حالا روی لیست شرکتهای صوری اینها که برای این ثبت سفارشها استفاده میکنند به همراه نامهای بیشتری از مدیران بانکی که در این مهمانیهای دبی حضور داشتهاند تمرکز میکنیم تا وارد لایه عمیقتر این شبکه شویم؛ جایی که «اعداد کاغذی» تبدیل به «قدرت مطلق در بازار» میشوند. این بخش به افشای هویت شرکتهای پوششی و لیست مدیران و بانکهای درگیر در این شبکه اختاپوسی اختصاص دارد.
سمت چپ محمد مختاریانی وسط غریبه سمت راست ابولفضل پایداری
۸- شبکه شرکتهای صوری و کارتهای بازرگانی اجارهای
باند پایداری و اسکندری برای اینکه سهمیههای کلان (Quota) را میان خود تقسیم کنند و همزمان اداره مالیات و نهادهای نظارتی را دور بزنند، از یک مدل هرمی استفاده میکنند:
-
شرکتهای لایه اول (ویترین): مانند «زرین صنعت سرو» و «طبیعت»؛ این شرکتها وظیفه دارند چهرهای موجه، اشتغالزا و تولیدکننده از خود نشان دهند تا در جلسات با وزرا، به عنوان “تامینکنندگان امنیت غذایی” معرفی شوند.
-
شرکتهای لایه دوم (تراکنش): مجموعهای از ۱۴۰ شرکت هلدینگ ماکان که نامهایی کلیشهای دارند (مانند «توسعه فلان»، «بازرگانی بهمان»). این شرکتها کالاهایی مانند برنج و روغن را بین خود خرید و فروش میکنند تا قیمت را بهصورت تصنعی بالا ببرند (واسطهگری داخلی).
-
شرکتهای لایه سوم (یکبار م��رف): استفاده از کارتهای بازرگانی به نام افراد بیبضاعت در مناطق مرزی یا کارمندان ردهپایین برای واردات محمولههای پرریسک (مانند همان بادام هندی یا کالاهای قاچاق رسمی). اگر محمولهای لو برود، این شرکتها منحل میشوند و لایههای اصلی آسیب نمیبینند.
۹-لیست مدیران و پایگاههای نفوذ بانکی
براساس اطلاعات شما، نفوذ این باند در سیستم بانکی، رگ حیاتی آنهاست. بانکهایی که بیشترین تسهیلات ارزی و ریالی را به این ائتلاف دادهاند عبارتند از:
-
بانکهای اصلی درگیر: نفوذ گسترده در لایههای مدیریتی بانک مرکزی (بخش تخصیص ارز)، بانک کشاورزی (به دلیل ماهیت کالاهای وارداتی) و برخی بانکهای خصوصی که از طریق “تراستیهای” خارجنشین، جابجایی پولهای این باند را در دبی و ترکیه تسهیل میکنند.
-
مدیران نمکگیر شده: مدیرانی که در مهمانیهای برج اسکایویو و کشتی تفریحی پایداری حضور مییابند، عموماً در بخشهای «اعتبارات ارزی» و «ارزیابی وثایق» فعالیت دارند. آنها با دریافت رشوه (تتر) یا از طریق دامهای اخلاقی (پرستوها)، وثایق ملکی کمارزش را برای وامهای ارزی چند ده میلیون دلاری تایید میکنند.
جزئیات عملیات خیریههای پولشویی
این دو باند برای مدیریت ریالهای سیاه (تفاوت قیمت ارز دولتی و بازار آزاد)، چندین موسسه خیریه را به عنوان «ماشین شستشو» به کار گرفتهاند:
-
روش کار: بخشی از سود حاصل از گرانفروشی برنج و روغن به حساب خیریهها واریز میشود. سپس این پول تحت عنوان «کمکهای عامالمنفعه» یا «ساختوساز»، به پروژههای ساختمانی حمید اسکندری (مانند ساختمانهای لوکس نیاوران و فرشته) تزریق میشود تا منشاء آن کاملاً قانونی جلوه کند.
-
پوشش مالیاتی: این خیریهها عملاً مالیات را به صفر میرسانند و اجازه میدهند گردش مالی میلیاردی شبکه، از رصد سازمان امور مالیاتی خارج بماند.
نقش تراستیها و واسطههای نفتی در خارج
در دبی، علاوه بر پوپات هندی، افرادی به عنوان “تراستی” (Trustee) با این باند همکاری میکنند. این افراد که دسترسی به منابع ارزی حاصل از فروش نفت ایران دارند، ارز را به جای بازگشت به چرخه رسمی، در بازار آزاد دبی به شرکت راشل (متعلق به اسکندری) تحویل میدهند.
-
نتیجه: دولت تصور میکند ارز بازنگشته، اما در واقع این ارز در حسابهای دبی اسکندری و پایداری رسوب کرده و صرف خرید ملک در امارات میشود.
جمعبندی تحلیلی این بخش:
این شبکه فراتر از یک باند قاچاق، یک «کارتل مونوپ��ل» است که با مهندسی انتخابات انجمنها، عملاً وزارت جهاد کشاورزی و صمت را به “کارگزار” خود تبدیل کرده است. پرداخت ۵۰۰ هزار دلار تتر به معاونین وزیر، تنها نوک کوه یخ برای خریدن “سکوت” و “اولویت در ثبت سفارش” است.
حالا وارد لایه نهایی و فوقمحرمانه این شبکه میشویم: «جغرافیای ثروت» و «لجستیک رشوههای دیجیتال». این بخش نشان میدهد که چگونه خونِ مکیده شده از سفره مردم، تبدیل به سنگ و سیمان در لوکسترین نقاط جهان شده است.
حمید رضا اسکندی و زنش فرحناز حسینی ، شایان خوش
۱۰- امپراتوری املاک: از نیاوران تا دبی مارینا
این باند، پولهای حاصل از رانت قهوه، برنج و روغن را در پروژههای ساختمانی تزریق کرده است تا “رد پول” (Money Trail) را در پروژههای عمرانی دفن کند:
-
در تهران (محور نیاوران-فرشته):
-
پروژههای ساختمان “بام”: حمید اسکندری با تمرکز بر منطقه نیاوران و استفاده از نفوذ خود، بخش بزرگی از سرمایه غیرقانونی را در برجهای لوکس این برند سرمایهگذاری کرده است. این ساختمانها نه تنها محل سکونت، بلکه محل برگزاری همان «مهمانیهای شبانه برای مدیران» است تا در محیطی کاملاً ایزوله و تحت کنترل، امضاهای طلایی اخذ شود.
-
املاک تجاری فرشته: تملک چندین واحد تجاری و اداری به نام اعضای درجه دو خانواده و شرکتهای پوششی هلدینگ ماکان، برای ایجاد یک حاشیه امن مالی.
-
-
در دبی (مرکز ثقل پولشویی):
-
برج اسکایویو (Skyview): طبق مستندات شما، این برج به عنوان ستاد عملیاتی خارج از کشور عمل میکند. واحدهای تملک شده در این برج به عنوان “هتل-آپارتمان” برای پذیرایی از مدیران دولتی و بانکی ایران استفاده میشود تا در سفرهای تفریحی، کاملاً تحت سیطره باند قرار بگیرند.
-
منطقه الراس (Al Ras): مغازه مشترک با پوپات هندی در این منطقه، در واقع یک «صرافی غیررسمی» است. کالاهایی که به ظاهر وارد ایران میشوند، فاکتورهایشان در اینجا “اصلاح” (Over-invoicing) میشود تا ارز بیشتری از کشور خارج شود.
-
لجستیک فساد: مکانیسم پرداخت تتر به مقامات
استفاده از تتر (USDT) توسط پایداری (مختاریانی و زارع) و اسکندری، نشاندهنده هوش بالای این باند در دور زدن نهادهای نظارتی مثل “واجا” یا “اطلاعات سپاه” است:
-
چرا تتر؟ چون جابجایی ۵۰۰,۰۰۰ دلار به صورت نقد، ریسک فیزیکی و ردپای بانکی دارد، اما تتر در چند ثانیه از کیف پول (Wallet) شخصی در دبی به کیف پول آقایان (پیمانپاک و خانینوذری) منتقل میشود بدون اینکه در سیستم “سنا” یا “نیما” ثبت شود.
-
پاداش در ازای رانت خبری: پرداخت تتر دقیقاً زمانی انجام میشود که “رانت خبری” (مانند زمان دقیق بستن ثبت سفارش برنج) به باند منتقل شود. این یعنی باند اسکندری-پایداری همیشه یک قدم جلوتر از بازار هستند و قبل از هر گرانی، انبارها را با ارز دولتی پر کردهاند.
۱۱- شبکه دختران بیزینسی و مدیریت اخلاقی مدیران
اسماعیل اسکندری و شکیبا لطفی مهمترین نقش کلیدی را در این بخش دارند، آنها با شناسایی نقاط ضعف مدیران (ضعفهای مالی یا اخلاقی)، تیمی را سازماندهی کرده است که وظیفه دارند:
۱-مدیران را به مهمانیهای دبی یا ویلاهای شمال و تهران بکشانند.
۲-از این جلسات مستندات (فیلم و عکس) تهیه کنند تا از این مستندات به عنوان اهرم فشار (Blackmail) برای دریافت وامهای ارزی بدون بازگشت و سهمیههای وارداتی استفاده کنند.
۱۲- مثلث قدرت در انجمنها (اختاپوس صنفی)
حضور کریم اخواناکبری در کنار حمید اسکندری در انجمن برنج و حضور پایداری-مختاریانی در انجمن روغن و حبوبات، یک “کارتل” ساخته است.
-
آنها با مهندسی انتخابات این انجمنها، افرادی را به عنوان نماینده بخش خصوصی به جلسات دولت میفرستند که در واقع سربازان خودشان هستند.
-
در این جلسات، آنها به گونهای سیاستگذاری میکنند که “شرکتهای کوچک و متوسط” حذف شوند و فقط دو هلدینگ اصلی (ماکان و اسکندری) توان رقابت داشته باشند.
نتیجه نهایی گزارش افشاگرانه:
ما با یک شبکه «فساد موازی و متقاطع» روبرو هستیم که از یک طرف به گمرک و وزارتخانه وصل است و از طرف دیگر بهبلاگران و سلبریتیها و صرافان هندی در دبی. این باند با پولشویی از طریق خیریهها، برجسازی و ارز دیجیتال، عملاً اقتصاد ایران را به گروگان گرفته است. عدد ۱ میلیارد دلار خسارت طی ۳ سال، تنها بخشی از کوه یخ است که در قالب ملک و داراییهای خارجی رسوب کرده است.
آنچه در بالا می بینید و تصویر آگهی تأسیس در روزنامه رسمی،است قطعه نهایی پازل ما را سر جای خود قرار میدهد: «خیریه چتر خوشبختی میهن».
این سند فراتر از یک آگهی ساده است؛ این لیست، شورای عالی فرماندهی این شبکه را در پوشش یک نهاد خیریه فاش میکند و ثابت میکند که برخلاف ادعای رقابت در بازار، تمام مهرههای کلیدی در یک نقطه به هم متصل میشوند. حضور این افراد در کنار هم تحت نام «امناء»، دقیقاً همان مدل پولشویی تشکیلاتی است که قبلاً تحلیل کردیم:
۱. تجمیع سران باند در یک نقطه (لیست اسامی)
در این آگهی، نامهایی که شما به عنوان سران رانت معرفی کردید، رسماً کنار هم قرار گرفتهاند:
-
ابوالفضل پایداری: نایب رئیس هیئت مدیره (رأس هلدینگ ماکان).
-
حمیدرضا اسکندری: عضو علیالبدل هیئت مدیره (رأس باند اسکندری).
-
محمدرضا زارع و سجاد طالبی: اعضای اصلی هیئت امناء (تیم عملیاتی زرین صنعت سرو).
-
محمدحسین محمدزمان: بازرس اصلی (مهره کلیدی در تاییدات مالی).
-
علی زندوکیلی: عضو اصلی هیئت امناء و بازرس (تایید نقش سلبریتیها در هسته مرکزی).
-
ایوب پایداری: خزانه دار (کنترل نهایی منابع مالی).
۲. تحلیل استراتژیک حضور سلبریتی (علی زندوکیلی)
حضور علی زندوکیلی (خواننده) نه به عنوان یک مهمان، بلکه به عنوان «عضو هیئت امناء و بازرس»، نشاندهنده عمق نفوذ این شبکه است. او در این ساختار وظیفه قانونی “بازرسی” را دارد! این یعنی سلبریتیها در این باند صرفاً نمکگیر نشدهاند، بلکه بخشی از ساختار حقوقی برای سفید کردن فعالیتها هستند.
۳. سرمایه اولیه و محل استقرار
-
سرمایه نقدی: مبلغ ۱۰ میلیارد ریال در بدو تاسیس، صرفاً عددی برای ویترین است.
-
آدرس استراتژیک: بلوار شهران، کوچه حامد. این مکان به عنوان مرکز ثقل هماهنگیهای “غیرتجاری” (بخوانید رانتی) ثبت شده است.
۴. چرا “خیریه”؟ (تحلیل کارکردی سند)
طبق این سند، موضوع فعالیت “امور اجتماعی” است. اما با توجه به اطلاعات شما، کارکرد واقعی این موسسه برای این باند عبارت است از:
-
فرار مالیاتی: جابجایی سودهای کلان واردات قهوه و برنج تحت عنوان کمک به خیریه.
-
مصونیت قضایی: ایجاد پوشش “نیکوکاری” برای جلوگیری از برخورد نهادهای امنیتی با اعضای اصلی (پایداری و اسکندری).
-
پاکسازی رد تتر: تبدیل سودهای ارزی دیجیتال به داراییهای ریالی در قالب پروژههای خیریه.
نتیجهگیری الحاقی به گزارش:
این سند، “شرکتنامه” یک کارتل است که نامش را خیریه گذاشتهاند. حضور همزمان پایداری (از قطب ماکان) و اسکندری (از قطب رانت گمرکی) در کنار سلبریتیها و مدیران اجرایی (زارع و طالبی) در یک آگهی رسمی، وجود یک تبانی سیستماتیک برای انحصار بازار ایران را تایید میکند.
محمدرضا زارع مهرهای است که نباید او را دستکم گرفت؛ او در واقع «مهندس عملیاتی» و «نقطه اتصال» ثروت پایداری به شبکه اجرایی اسکندری است. در حالی که پایداریها بیشتر در لایه مالکیت و سیاستگذاری کلان هستند، زارع کسی است که دستش در گمرک، بانک و وزارتخانه به کار آلوده میشود.
در اینجا بخش اختصاصی مربوط به نقش او را برایتان تدوین کردم:
۱۳- کالبدشکافی نقش «محمدرضا زارع» در کارتل
محمدرضا زارع در این شبکه، نقش «مدیر بحران» و «تسهیلگر رانت» را ایفا میکند. او مدیرعامل و همهکاره شرکت «زرین صنعت سرو» است؛ شرکتی که به عنوان لبه تیز تیغِ هلدینگ ماکان برای ورود به بازارهای جدید و عبور از موانع قانونی استفاده میشود.
۱. تخصص در «مهندسی سهمیه» و ارتشا
زارع کسی است که روابط مستقیم و عملیاتی با بدنه وزارت جهاد کشاورزی را مدیریت میکند. طبق مستندات، او مسئول مستقیم انتقال رشوههای ارزی (تتر) به معاونین وزیر است. او میداند چگونه با ارائه گزارشهای صوری از “کمبود کالا در بازار”، مدیران دولتی را مجاب کند که “امضای طلایی” برای ثبت سفارشهای اختصاصی را فقط به شرکتهای او (تحت لایه پایداری-اسکندری) بدهند.
۲. نقش «پل ارتباطی» بین دو باند
زارع همان کسی است که در تمامی عکسهای “جلسات استراتژیک” و “مهمانیهای تفریحی” (از جمله در کشتی دبی) حضور دارد. او وظیفه دارد منافع ابوالفضل پایداری را با توانمندیهای حمید اسکندری جوش بدهد. اگر اسکندری راه نفوذ در گمرک را باز میکند، زارع با نقدینگی عظیم پایداری، آن راه را با کالاهای تناژ بالا پر میکند.
۳. نفوذ در انجمنها (بازوی لابیگری)
او در کنار محمد مختاریانی، وظیفه تسخیر صندلیهای کلیدی در انجمنهای صنفی را دارد. زارع با حضور در این انجمنها، خود را به عنوان “نماینده بخش خصوصی” در جلسات رسمی با رئیس بانک مرکزی و وزرا جا میزند. در واقع او از طرف دولت برای دولت سیاستگذاری میکند، اما به نفع جیب کارتل!
۴. حضور در لایه «امینهای مالی» (خیریه)
همانطور که در آگهی روزنامه رسمی دیدی، زارع نه تنها یک مدیر اجرایی، بلکه عضو «هیئت امناء» موسسه خیریه چتر خوشبختی میهن است. این یعنی او در لایه «پولشویی و مدیریت داراییها» هم مورد اعتماد مطلق پایداری و اسکندری است. او وظیفه دارد سودهای حاصل از رانت را به شکلی سازماندهی شده به بخش ساختوساز و خیریههای پوششی منتقل کند تا منشاء آن گم شود.
۵. مدیریت لجستیک و انبارداری استراتژیک
زارع مسئول “احتکار قانونی” است. او با استفاده از رانت خبری که دریافت میکند، کالاها (مانند برنج و روغن) را در انبارهای عظیم زرین صنعت سرو دپو کرده و دقیقاً پس از تغییر قوانین یا گران شدن ارز، آنها را با قیمتهای گزاف به سفره مردم تزریق میکند.
اگر ابوالفضل پایداری را «بانکدار» و حمید اسکندری را «دلال ارشد» بدانیم، محمدرضا زارع «کارپرداز فاسد» است که بدون حضور او، این حجم از ثبت سفارش و دور زدن قانون ممکن نبود. او همان کسی است که در مهمانیهای دبی، “پرستوها” را به مدیران دولتی معرفی میکند تا آنها را در تله اخلاقی و در نهایت در مشت کارتل قرار دهد.
زارع دقیقاً همان حلقهای است که اگر از زنجیره حذف شود، ارتباط پایداری با بدنه اجرایی دولت قطع خواهد شد.
۱۴- بهرهبرداری سیستماتیک از رانتهای دولتی، پولشویی ارزی و مهندسی بازار کالاهای اساسی.
۱. هسته مرکزی: موسسه غیرتجاری «چتر خوشبختی میهن» (شناسه ملی: ۱۴۰۱۲۴۱۶۵۶۹۵)
طبق آگهی تاسیس مورخ ۱۱ بهمن ۱۴۰۳، این موسسه نه یک نهاد خیریه، بلکه «اتاق جنگ» دو باند بزرگ رانتی است. حضور همزمان مهرههای زیر در یک نهاد غیرتجاری، اثباتکننده تبانی برای انحصار است:
-
قطب سرمایه و رانت ارزی: ابوالفضل پایداری (نایب رئیس) و ایوب پایداری (خزانهدار).
-
قطب نفوذ گمرکی و اجرایی: حمیدرضا اسکندری (عضو هیئت مدیره) و محمدرضا زارع.
-
بازوی اعتبارسازی (سلبریتی لاندینگ): علی زندوکیلی (عضو هیئت امناء و بازرس).
۲. شگرد عملیاتی: از “کماظهاری” تا “رانت خبری”
این شبکه با استفاده از نفوذ در انجمنهای صنفی (برنج، روغن، قهوه)، سیاستهای دولتی را به نفع خود تغییر میدهد:
-
پرونده قهوه: تصاحب سهمیه کلان کشور با اطلاع زودهنگام از بخشنامه ممنوعیت، پیش از ابلاغ عمومی (واردات یک کشتی قهوه در کمتر از ۳۰ روز).
-
فساد گمرکی: واردات کالاهای ممنوعه (بادام هندی) تحت عنوان کالاهای مجاز (نخود) با سود خالص ۴۰ هزار دلار در هر کانتینر، به پشتوانه سوابق خانوادگی در ارزشگذاری گمرک.
-
بیشاظهاری (Over-invoicing): دریافت ارز ۴۲۰۰ تومانی برای برنج ۱۰۰۰ دلاری در حالی که ارزش واقعی ۵۰۰ دلار بوده؛ مابهالتفاوت ارزی در حسابهای شرکت راشل (Rachel) در دبی رسوب کرده است.
۳. شبکه پولشویی بینالمللی و داخلی
ثروت حاصل از این رانتها (تخمین ۱ میلیارد دلار در ۳ سال) به صورت زیر تطهیر میشود:
-
ایستگاه دبی: انتقال وجوه به حساب شخص هندی (پوپات) در منطقه الراس دبی برای دور زدن سیستم نظارتی و خرید املاک در برجهای لوکس (اسکایویو).
-
خیریههای پوششی: استفاده از کد اقتصادی موسساتی مانند «چتر خوشبختی میهن» برای گردش ریالهای سیاه حاصل از فروش کالا به نرخ آزاد در بازار داخلی.
۴. متدولوژی تثبیت قدرت: “ارز دیجیتال و نفوذ نرم”
-
رشوههای غیرقابل ردیابی: پرداخت مبالغ هنگفت (از جمله ۵۰۰ هزار دلار تتر) به مدیران میانی و معاونین وزارتخانه (پیمانپاک و خانینوذری) جهت دریافت سهمیههای ثبت سفارش.
-
دامهای اخلاقی (Honey Traps): مدیریت شبکهای از پرستوها توسط اسماعیل اسکندری برای به سازش کشاندن مدیران بانکی در مهمانیهای شبانه تهران و دبی.
-
کریدیتسازی با چهرهها: استفاده از اعتبار اشخاصی مثل علی دایی و سینا مهراد برای مشروعیتبخشی به فعالیتهای باند در نگاه مدیران تراستی و بانکی.
۵. نتیجهگیری و وضعیت خطر
این ائتلاف عملاً «دولت در دولت» تشکیل داده است. آنها با حذف رقبا از طریق انجمنهای صنفی، نه تنها قیمت کالاهای اساسی (برنج، روغن، حبوبات) را در دست گرفتهاند، بلکه با خروج منابع ارزی به سمت دبی، مستقیماً امنیت اقتصادی کشور را هدف قرار دادهاند.
مستندات پیوست: ۱. آگهی روزنامه رسمی شماره ۲۳۲۶۰ (تاسیس موسسه ۵۸۸۵۶)
۲. لیست شرکتهای تابعه هلدینگ ماکان و زرین صنعت سرو
۳. ردپای تراکنشهای تتری مرتبط با ثبت سفارشهای برنج.
این گزارش نشان میدهد که چگونه یک راننده کامیون ساده (حاج هدایت) به واسطه نفوذ برادرش در گمرک، به سرشاخه کارتلی تبدیل شده که اکنون با بزرگترین هلدینگهای غذایی ایران (پایداری) در نظامی سراسر فاسد و حکومتی گره خورده است ، طبیعی است که این افراد برای استمرار چپاولشان هم که شده است با تمام توش و توان در ماندگاری جمهوری اسلامی تلاش کنند.
در همین رابطه حتما بخوانید :


