ماجرا از ویدیویی شروع شد که درباره «آنا شیخلو» منتشر کردم. من ناخواسته در آن ویدیوها، تصاویری از دختری را گذاشته بودم که نمیشناختمش اما در تمام عکسها کنار آنا بود. ویدیو که منتشر شد، بلافاصله شخصی در اینستاگرام پیام داد و با اصرار خواست که ویدیو را پاک کنم. وقتی دلیش را پرسیدم، ادعا کرد که انتشار این ویدیو برایش «خطر جانی» دارد! پرسیدم: «شما کی هستید؟» گفت: «من سارا هستم. کلاً یک هفته با آنا دوست بودم و این عکسها مربوط به همان زمان است. خانوادهام در جریان آن سفر نبودند. الان ازدواج کردهام و اگر شوهرم این ویدیو را ببیند، ممکن است مرا طلاق بدهد یا بلایی سرم بیاورد!»
من با شنیدن این حرفها، کمی پرسوجو و تحقیق کردم. یکی از دوستانم گفت: «این شخص سارا بلباسی است و از تیم فساد سالار آقاخان!
در ویلای او در بدروم همیشه پلاس است و کارش جورد کردن دختر برای سالار و دوستانش است!
پرونده او از آنا هم سنگینتر است.» و اینطور شد که از آن روز، سارا خانم که خودش با پای خودش پایش به ماجرا باز شد، به یکی از سوژههای ما تبدیل شد و دوستان هم هر روز اطلاعات جدیدتری میرسانند.
اطلاعاتی که درباره سارا بلباسی به دست آمده به شرح زیر است:
او قبلاً ساکن زنجان بوده و خانوادهاش کاملاً شناختهشده هستند. خواهر کوچکتری به نام فاطمه (معروف به آتی) دارد که گفته میشود وضعیتش از سارا هم حاشیهسازتر است. این دو خواهر در تهران و دبی مشغول فعالیتهای تجاری خاص (بیزینس) هستند. درباره پدرشان گفته شده بود قاضی است، اما طبق اطلاعات جدید، او کارمند اخراجی دادگستری است که ظاهراً به دلیل تخلفات مالی (رشوه) اخراج شده بود. مادرشان هم شخصی به شدت مذهبی و افراطی و از مدافعان سرسخت سیستم است که تصور میکرد دختران خودش فرشته هستند و دیگران مشکل دارند. شنیدهها حاکی از آن است که فضای خانهشان کاملاً با عقاید افراطی مادر همسو بوده است.
سمت راستی خواهرشه چپی خودش
حتی نقل شده که این مادر، اگر کمترین بیحجابی از دختران همسایه میدید، برخورد تندی میکرد، در حالی که اکنون دختران خودش مسیر کاملاً متفاوتی را میروند. خود سارا هم زمانی در زنجان سالن زیبایی به نام «کویین» داشت که ظاهراً تعطیل شده است. با وجود اینکه متاهل است، حواشی اخلاقی زیادی پیرامون او وجود دارد و در زنجان به خوشنامی معروف نیست.
درباره همراهان او: آن دختری که در عکسها بود، «سمیرا» نام دارد. او دخترخاله سارا نیست، بلکه دوستش است و او هم از افراد پرحاشیه زنجان بود. سمیرا با شخص ثروتمندی به نام «عرفان فصاحتی» ازدواج کرد (که خانوادهای سرشناس در زنجان هستند). گفته میشود عرفان درگیر مسائل مالی و اختلاس شد و به ترکیه رفتند. در آنجا، سارا با دخالتهای خود و ترغیب سمیرا به رفتوآمد در مهمانیهای مختلف، باعث شد که رابطه سمیرا و همسرش سرد شود. در نهایت هم عرفان متوجه خیانت سمیرا شد و او را طلاق داد. خانواده پسره (فصاحتی) عامل اصلی فروپاشی زندگی عرفان را سارا میدانند و او را نفرین میکنند. خبر طلاق آنها به دلیل سرشناس بودن خانواده داماد، پیچید.
زنجان شهر کوچکی است. مادر من با مادر عرفان صحبت کرده و او مستقیماً از سارا گلایه کرده که با حسادت و زیر پای سمیرا نشستن، زندگی آنها را از هم پاشید. سمیرا یک دختر به نام لاوین دارد و پسری ندارد. این هم پیج اوست:
بازم ببینید از این دختر عفیفه که می گفت شوهرم مطلبو و عکسو پاک کن شوهرم ببینه سرمو بیخ تا بیخ با چاقوی دسته زنجون یحتمل دیگه میبره!

