در حالی که پدرانشان در ایران حکم اعدام صادر میکنند و شعار «مرگ بر آمریکا» میدهند، فرزندانشان در سایههای نیویورک مشغول پولشویی و مهندسی رانت هستند.
نرگس سادات موسوی خوئینی عضو هیأت رئیسه بنیاد علوی (نهاد پول شویی رژیم) در آمریکا هستند و مثلا هم در دانشگاه با مدرک هوا فضای خود درس میدهند. موسوی خوئینی همان حرامزادهای بود که دانشجویان خط امام را به راه انداخت، سفارت آمریکا را اشغال کرد و ایران را به نابودی کشید.
📍 مهره کلیدی: نرگس سادات موسوی خوئینی (که با نامهای مستعار موسوی یا مجردی فعالیت میکند). او دختر موسوی خوئینیها است؛ همان تئوریسین تندرویی که «دانشجویان خط امام» را راه انداخت، سفارت آمریکا را اشغال کرد و سنگ بنای انزوای ایران را گذاشت.
محورهای رسوایی:
-
اختاپوس مالی: نرگس موسوی خوئینی عضو هیئت رئیسه «بنیاد علوی» است؛ نهادی که به عنوان بازوی پولشویی و تامین مالی تروریسم رژیم ایران در آمریکا شناخته میشود. او دههها رابط اصلی انتقال پول به «مسجد امام علی کوئینز» بوده و با سندسازی، حتی سیستمهای نظارتی آمریکا را دور زده است.
-
فساد سیاسی و آکادمیک: او با مدرک هوافضا در دانشگاههای آمریکا ��دریس میکند و همزمان، رابط یک کارتل دانشگاهی از اساتید همسو است که با رزومهسازی دروغین، برای فرزندان مقامات رژیم (خاتمی، حجاریان، میردامادی و…) بورس و پذیرش میگیرند.
-
یک نمونه عینی: پسر میردامادی (خواهرزاده همسر نرگس موسوی) با رانت از زابل به تهران منتقل شد و با جعل مدرک و ادعای قبولی در تهران، به دانشگاه نیویورک نفوذ کرد!
وقت آن رسیده که نقاب از چهره این «انقلابیون صادراتی» بیفتد.
-
پولشویی مذهبی: او رابط اصلی انتقال پول به «مرکز اسلامی کوئینز» بوده و با سندسازی حرفهای، حتی سیستمهای نظارتی آمریکا را دور زده است.
-
فساد سیاسی: دخالت در انتخابات نیویورک و واسطهگری مالی برای چهرههایی نظیر «ممدانی» جهت نفوذ در لایههای قدرت آمریکا.
-
کارتل دانشگاهی: شبکهای از اساتید همسو در دانشگاههای آمریکا (مثل NYU) که با رزومهسازی دروغین برای فرزندان مقامات (خاتمی، حجاریان، میردامادی و…) راه بورس و پذیرش آنها را هموار میکنند.
یک نمونه عینی: پسر میردامادی (خواهرزاده همسر این شخص) با رانت هیئت علمی از دانشگاه زابل به تهران منتقل شد و با جعل مدرک و ادعای قبولی در تهران، به دانشگاه نیویورک نفوذ کرد!
وقت آن رسیده که نقاب از چهره این «انقلابیون صادراتی» بیفتد.

