دیکتاتور در واژه به معنی “کسی که دیکته میکند” و در
اصطلاح، در ابتدا با رویکردی نامنفی در اشاره به مجری یک سازوکار خاصّ حکومتی در
روم باستان که دیکتاتوری نام داشت و در معنای جدید و در اشارهای منفی به
دیکتاتوریهای نوین به معنی “خود رای” و “مطلقالعنان” است.
دیکتاتورها نوعاً به اتکاء یک حزب رسمی و کمک پلیس مخفی و تبلیغات شدید بحکومت
ادامه میدهند. (دائرة المعارف فارسی).
اصطلاح، در ابتدا با رویکردی نامنفی در اشاره به مجری یک سازوکار خاصّ حکومتی در
روم باستان که دیکتاتوری نام داشت و در معنای جدید و در اشارهای منفی به
دیکتاتوریهای نوین به معنی “خود رای” و “مطلقالعنان” است.
دیکتاتورها نوعاً به اتکاء یک حزب رسمی و کمک پلیس مخفی و تبلیغات شدید بحکومت
ادامه میدهند. (دائرة المعارف فارسی).
شاید همین تعریف بس باشد برای اینکه ببینیم دیکتاتورها در هرکجای دنیا
که باشند هر دین و مسلکی که داشته باشند و هرچه که در سرشان پرورانده باشند دست
آخرش یک اتحادیه با هم دارند که همه آنچه را که انجام می دهند یک شکل و یکسان است
.
که باشند هر دین و مسلکی که داشته باشند و هرچه که در سرشان پرورانده باشند دست
آخرش یک اتحادیه با هم دارند که همه آنچه را که انجام می دهند یک شکل و یکسان است
.